تبلیغات
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر - نسل دیجیتال
 
درباره وبلاگ


گویند که «امید و چه نومید!» ندانند
من مرثیه‌گوی وطن مرده‌ی خویشم


مدیر وبلاگ : آخوندزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کلمه امروز:

تماس با ما
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : نوید آ. صبا


با صدای الله اکبر اذان از خواب بیدار شد. روز دوشنبه آغاز هفته بود. بعد از بجا آوردن نماز صبح , لباسی بر تن کرد و از نانوایی روبروی خانه شان نانی تازه و داغ برای صبحانه خرید. هنوز هوا گرگ و میش و کمی هم سرد بود. در کوچه شان بوی دود زغال سنگ پیچیده بود. در پیش نانوایی بچه های خواب آلود همسایه را دید که خمیرهایشان را آورده بودند تا که نانوایی برایشان نان بپزد.

بعد از خوردن صبحانه ای مختصر به پای کامپیوتر نشست تا که با رابطه آنلاین با محل برگزاری اسکار امسال گزارشی تازه برای روزنامه عصر دیلی هزاره تهیه کند. تهیه گزارشی داغ و تازه از مراسم اسکار از واجبات آنروز روزنامه بود. فیلم های امسال نامزد دریافت جایزه اسکار واقعاً معرکه بودند. در بین فیلمهای خارجی نامزد دریافت جایزه اسکار یک فیلم فارسی زبان هم به کارگردانی اصغر فرهادی دیده میشد. اصغر فرهادی قبلاً یکبار بخاطر فیلم جدایی نادر از سیمین اسکار را دریافت کرده بود. تهیه گزارش از یک مراسم کاملاً غربی برای روزنامه ای داخلی بسیار دشوار بود، درتمام طول مراسم اسکار سعی داشت که مطلبی را از دست ندهد. امسال پخش زنده و ارتباط مستقیم با محل برگزاری اسکار به لطف اینترنت های سریع نسل چهارم امکانپذیر شده بود.
بعد ازاتمام مراسم، گزارش تهیه شده را بعد از اصلاح و ویرایشی مختصر برای سردبیر روان کرد.
سال قبل در مراسم رسماً حضور داشت و در آنجا گزارش تهیه میکرد. یادش می آمد که سال قبل با چه دشواری بلیط طیاره تهیه کرده بود برای اینکه بتواند سر موقع در مقصد حاضر باشد.
سال قبل چیزی نمانده بود که  مجبور به خرید بلیط سرپایی شود.

از دیگر برنامه های امروزش شرکت در تشییع جنازه یکی از آشنایانشان بود. مرحوم در درگیریهای اخیر قومی بوسیله گروههای تندرو ترور شده بود و امروز بعد از طی کردن مراحل قانونی اجازه دفن گرفته بودند. بذهنش رسید که میتوان از این مراسم هم گزارشی تهیه کرد و برای سردبیر روان کند.

در همین حین از بلندگوی مسجد محل اطلاعیه ای را خواندند که میگفت پس بچه ای کوچک با مشخصات داده شده در بازار شلوغی گم شده است و از مردم میخواست که در صورت مشاهده فرد گمشده او را به محل مسجد برسانند. با خودش فکر کرد که میتوان حتی چنین اطلاعیه هایی را در سایت رسمی روزنامه  دیلی هزاره در قسمت اعلانات نشر کنند. مطمئن نبود که این افکار او تا چه حد تحقق پذیر است.

در همین حین با صدای زنگ ملایم گوشی موبایل از خواب بیدار شد. ساعت موبایل شش دقیق را نشان میداد و او برای اینکه به موقع سر کار حاضر باشد باید که در کمترین فرصت رختخواب را ترک میکرد.




نوع مطلب : اخبار ، متفرقه، 
برچسب ها : مراسم اسکار، دیلی هزاره، ترور، اصغر فرهادی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر