تبلیغات
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر - پرواز چادری* ! (کابل) هدی آخوندزاده
 
درباره وبلاگ


گویند که «امید و چه نومید!» ندانند
من مرثیه‌گوی وطن مرده‌ی خویشم


مدیر وبلاگ : آخوندزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کلمه امروز:

تماس با ما
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

(نوشته برگزیده هیئت ‌داوران میهن بلاگ در مسابقه وبلاگ نویسی، منِ امروز، ۱۰ سال قبل)
--------------------------------------------------------------

ده سال پیش در یکی از همین روزها بود با مادرم در هوای گرم تابستان آن سال بد به بازار رفته بودیم. ده سال بیشتر نداشتم. به اصرار خودم آن روز، مادر می خواست برایم چادری بخرد. دست در دست مادرم در یکی از شلوغ ترین بازارهای کابل می چرخیدیم. 
خشکی و گرمی هوا رمق را از دست فروشان گرفته بود. مادرم، هر از چندگاهی تکرار می کرد چادری اش را محکم بگیرم که مبادا گم شوم. ده روپیه یک چادری سفید کوچک خریدیم. خوشحالی ام برای به سر کردن ان چادری را هرگز فراموش نمی کنم. برمی گشتیم. درست پشت سر ما در فاصله چند قدمی، شخصی نفس زنان جملاتی را زمزمه می کرد. برگشتم. شخص ایستاد و دیگر زمزمه نمی کرد بلکه فریاد می کشید اشهد ان لا الله ا... 

مادرم به سرعت مرا در اغوش گرفت و دستهایش سرم را حایل شد. از شدت انفجار به هوار پرت شدیم. جیغ ممتد مرگ در گوشهایم پیچید. هنوز در بغل مادرم بودم. دیگر چیزی یادم نمی اید. مردی فریاد می کشید انتحاری انتحا... . سرم کف خیابان بود. چشم هایم بی حرکت پرواز چادری مادرم را می دیدند.

حالا مادرم دیگرنیست. اما فکر آن روز ده ها هزار بار در این ده سال از ذهنم عبور کرده است. سرزنش می کنم خودم را. کاش ده سال پیش آن روز ده روپیه نداشتم. کاش اصلا ده ساله نشده بودم. کاش ده سال پیش آن روز با مادرم آنجا نبودیم. لا اقل کاش من هم با مادرم رفته بودم! ده سال است که شب ها این کاش ها در ذهنم قطار می شوند تا خوابم ببرد. ده سال است که در یک روز از روزهای ده سالگی ام گیر کرده ام. و چقدر ازار دهنده است که تا ابد ده ساله بمانی ! 
----------------------

• چادری: چادری یا برقع چادری است که بصورت کامل بدن را حتی چشم ها را می پوشاند. این لباس در بین زنان افغانستان بسیار مرسوم و معمول است.

اختتامیه مسابقات وبلاگ نویسی من امروز ده سال قبل




نوع مطلب : اخبار ، ادبیات، 
برچسب ها : کابل، انتحاری، برقع، پرواز چادری، میهن وبلاگ، مسابقه وبلاگ نویسی،
لینک های مرتبط :


جمعه 10 مهر 1394 05:01 ب.ظ
به امید موفقیتهای بیشتر شما و آینده ای روشن. به شما تبریک میگم.
دوشنبه 30 شهریور 1394 07:58 ب.ظ
به امید موفقیتهای بیشتر تان
آخوندزاده
تشکر دوست عزیز
دوشنبه 30 شهریور 1394 06:43 ب.ظ
با ثبت نام در این سایت 1000 بک لینک رایگان دریافت کنید و آمار بازدید سایت خود را افزایش دهید .
دوشنبه 30 شهریور 1394 12:18 ب.ظ
چقدر وحشتناک
خدا بیامرزد مادرشون را
شنبه 28 شهریور 1394 02:38 ب.ظ
وچقدر آزاردهنده است كه تا أبد به ساله بمانی. تبریك خانم آخوندزاده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.