تبلیغات
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر - پهلوان
 
درباره وبلاگ


گویند که «امید و چه نومید!» ندانند
من مرثیه‌گوی وطن مرده‌ی خویشم


مدیر وبلاگ : آخوندزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کلمه امروز:

تماس با ما
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده : نوید آ. صبا
تا مسابقات چند هفته ای بیشتر نمانده بود. در این روزها تمریناتش فشرده تر شده بود و بصورت فشرده روی تکنیکها و تاکتیکهای یاد گرفته شده کار میکردند. خودش هم متوجه شده بود که دراین روزهای پایانی نتایج آنهمه تمرینات ممتد و پیاپی را می بیند. فنونی را که حدود یکسال پیش با سختی اجرا میکرد اکنون با سهولت هر چه تمامتر اجرا میکرد.و متوجه شده بود که سطح تواناییش خیلی بالاتر رفته است. اکنون تک تک حریفان احتمالیش رادر مسابقات بصورت خوب میشناخت، با سبک کشتی آنها آشنا شده بود. چندین و چند بار فیلم مسابقات قبلی آنها را دیده بود و با مربی اش به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته بود.
 هفته های باقیمانده با سرعت هر چه تمامتر گذشت و چند ثانیه ای تا شروع اولین مسابقه او نمانده بود. وقتی نام او را صدا زدند دوان دوان بطرف تشک رفت. حریفش قبل از او روی تشک بود و مدام رقص پا میرفت. داور بدن هر دو را بررسی کرد و بعد دو حریف با هم دست دادند و کشتی شروع شد. حریف از لحاظ بدنی با او برابر بود ولی کم تجربه و بسیار جوان بود. می توانست از تجربه خود استفاده کرده و او را شکست دهد که البته همینطور هم شد. با چند جهش برق آسا به پای حریف رسبد و حریف را خاک کرد و با کمی تقلا یک بارانداز و در انتها یک درخت کن را هم چاشنی کارش کرد و در نهایت کشتی را خیلی راحت برنده شد. در کشتی دوم حریف قدرتر بود. حریف ار او قد بلندتر بود و قدرت بدنی حریف هم بر او می چربید که این خود نتیجه گیری از کشتی را برای او دشوار میکرد. ولی او با بدن فرزتر و چابک تر خودش میتوانست با سرعت هر چه تمامتر به پاهای حریف برسد و حریف را به خاک ببرد و امتیاز بگیرد. حریفدر ابتدا کمی با خشونت وارد عمل شد، میخاست که در همان ابتدا بفهماند که قدرت بدنی برتری دارد که خودش حاکی از بی تجربگیش داشت. در طول کشتی خیلی راحت توانست به پاهای حریف برسد و در ادامه هم یکبار موفق شد که یک سالتوبارانداز را روی حریف غول آسا ولی بی تجربه خودش اجرا کند که خود باعث شد کشتی را با پیروزی تمام کند.

وقتیکه مطلع شد که حریف سوم او کیست متوجه شد که با پیروزی در این کشتی طلای مسابقات را صاحب خواهد شد و یا اینکه نتیجه آنهمه زحمات و تمرینات سختش بی نتیجه خواهد ماند. حریف بسیار قدر و توانا بود و در رقابتهای بسیاری طلا گرفته بود، بدنی با قدرت داشت و از لحاظ تکنیکی هم بسیار سنگین و پیچیده کشتی میگرفت. برای ابتدا تا انتهای مبارزه اش برنامه داشت. چونکه او از حریف بسیار جوانتر بود میتوانست که در راند اول او را حسابی خسته کند و در انتهای راند دوم با حرکات انفجاری خودش حریف را شکست دهد. او از همان ابتدا کشتی را بسته بود و با خیمه سنگین خودش و با هوشیاری و تمرکز کامل سعی در اداره کشتی داشت که در مقابل حریف انرژی بسیار می طلبید. بعد از راند اول و در انتهای راند دوم نوبت اجرای برنامه او بود. با جهشی برق آسا یک خم حریف را گرفت و بلافاصله تبدیل به دو خم کرد و در خاک هم شگرد خودش فن فیتیله پیچ را اجرا کرد و کشتی با نتیجه خوب به نفع او ختم شد.

درنیمه نهایی از ته دل آرزو میکرد که با جردن بوروز روبرو نشود و رویارویی با او برای فینال میسر شود.بخت با اوبسیار یار بود چرا که باید با حریف ترک در نیمه نهایی کشتی میگرفت. البته حریف ترک هم بسیار قدر و توانا بود و چندین طلای مهم را بدست آورده بود.ولی در بررسی و آنالیز کشتی او متوجه شده بودند که با تمام قدرت و تواناییش ذهن خلاق کشتی ندارد به این معنی که در جا و مکان مناسب نمیتواند تصمیم های درست را بگیرد و ازاین طریق در شرایط دشوار حریف را مغلوب کند. اگر چه که تجربه این قدرت تصمیم گیری را بهتر میکند ولی در کل خلاقیت در کشتی او کم دیده میشد. در رقابت با حریف ترک میتوانست که از این حربه استفاده کند. با آغاز شدن رقابت متوجه شد که حریفش از نقطه ضعف خودش آگاه است و با تمام تلاش سعی در پوشش آن دارد که البته تا حدی بی نتیجه نبود ولی خوب در انتها با اخلاف اندک این کشتی را هم برنده شد.

فینال رویایی او در پیش بود. او باید که با جردن بوروز که از تمام صد مبارزه قبلی اش فقط یک باخت داشت کشتی میگرفت. ولی او میخواست که او را شکست دهد. نقاط صعف و قوت خود را هم میدانست و نقاط صعف و قوت حریف را هم میدانست. میخواست که با درایت و استفاده از دانسته های خود حریف را مغلوب کند. مبارزه که شروع شد معلوم بود که حریف چغر و بد بدن است ، اصلا در کشتی صاحب سبک بود. کشتی بسیار سنگین و طاقت فرسایی بود. هر دو محتاط کشتی میگرفتند. در طول دقایق ابتدایی متوجه شد که حریف هم نقشه او را دارد و میخواهد که در انتها کشتی را ازآن خود کند. در دو دقیقه نهایی کشتی جردن بوروز سخت تقلا میکرد که حاصل آن یک اخطار کم کاری به او بود. در سی ثانیه خیلی تلاش کرد و به آب و آتش زد ولی امتیازی رو از جردن نتوانست بگیرد. بعد از اتمام سی ثانیه و کسب یک امتیاز حالا جردن گمی آرامتر شده بود. همین عقب کشیدنش خود باعث شد که اخطار کم کاری بگیرد. در این سی ثانیه جردن تقلا بسیار داشت که امتیازها برابر نشود. در اینجا بود که با استفاده ار نقطه ضعف حریف و حمله ای رعدآسا یک خم جردن را گرفت و حریف را به خاک برد. حالا که بخت با او یار شده بود با یک نفس عمیق و تمام توانش پاهای حریف را جفت و جور کرد و با سرعتی که بعدا خودش هم حیران شده بود حریف را فیتیله پیچ کرد. در این حبن صدای صوت پایان کشتی را شنید و کشتی به نفع او خاتمه یافت.
 




نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، متفرقه، 
برچسب ها : کشتی، سور ریالیست، مسابقات، جردن بوروز، پهلوان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 تیر 1394 09:45 ق.ظ
البته میشه پا رو در کنده حمال بند جفت و جور کرد و بعد با یک زشت و زیبا حریف رو خاک کرد
دوشنبه 25 خرداد 1394 09:27 ق.ظ
سلام،
متن خوبی بود،لذت بردیم.گاهی اوقات مشکلات کمی به قول شماچغر و بد بدن هستند،چاره ای جز درخت کن کردنشان نیست.
پنجشنبه 21 خرداد 1394 12:36 ب.ظ
متن زیبا و روانی بود. بله اگر درست فهمیده باشم، باید برای مقابله با مشکلات در زندگی تمرین داشته باشیم و از شکست ها پند بگیریم تا بتوانیم جردن بوروزهای ان را به خاک کنیم.
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.