تبلیغات
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
 
درباره وبلاگ


گویند که «امید و چه نومید!» ندانند
من مرثیه‌گوی وطن مرده‌ی خویشم


مدیر وبلاگ : آخوندزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کلمه امروز:

تماس با ما
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 24 دی 1394 :: نویسنده : نوید آ. صبا
هفته دوم سال جدید میلادی با مراسم و اتفاقات بسیاری همراه بود. اگرچه که برای خودم با سپری کردن امتحان روز شنبه بعد از مدتها فراغت خاطریافته بودم و شروع هفته جدید همراه با تعطیلاتش نوید از هفته ای آسان میداد.



روز دوشنبه یازدهم ژانویه در شهر لس آنجلس آمریکا مراسم گلدن گلوب امسال برگزار شد. جوایز گلدن گلوب نقطه آغاز فصل جوایز سینمایی در آمریکا و جهان را رقم می زند.

فیلم "بازگشته" (Revenant) سه جایزه مهم دریافت کرد:‌ بهترین فیلم در رشته درام، بهترین کارگردان و بهترین هنرپیشه مرد. این فیلم را الخاندرو گونزالس اینیاریتو کارگردانی کرده است و نقش اول آن به عهده لئوناردو دی کاپریو بود که در نقش یکی از پیشگامان سکونت در غرب آمریکا در جهانی آکنده از خشونت ظاهر می شود. هر دو برنده جایزه شدند.

در بخش بهترین فیلم موزیکال یا کمدی، فیلم مریخی (Martian) ساخته ریدلی اسکات برنده شد. مت دیمون جایزه بهترین هنرپیشه مرد را را در بخش موزیکال و کمدی برای بازی در این فیلم گرفت.

جایزه بهترین فیلم خارجی امسال گلدن گلوب به فیلم "پسر شائول" (The Son of Saul) از مجارستان رسید.

جایزه بهترین هنرپیشه زن یک فیلم درام به بری لارسون برای فیلم "اتاق" (Room) رسید و جایزه بهترین هنرپیشه زن در دسته فیلمهای کمدی/موزیکال ازان جنیفر لارنس به خاطر بازی در فیلم "جوی" شد. او تاکنون برنده سه جایزه گلوب شده است که هر سه بار در فیلم هایی به کارگردان دیوید او راسل بوده است.

کیت وینسلت هنرپیشه بریتانیایی به خاطر ایفای نقش در فیلم "استیو جابز" جایزه بهترین نقش مکمل زن را گرفت که اولین جایزه مراسم بود. او در این فیلم نقش دستیار استیو جابز، بنیانگذار شرکت فناوری اپل، که در سال ۲۰۱۱ در اوج موفقیت درگذشت را بازی کرده است.

سیلوستر استالونه جایزه بهترین هنرپیشه مکمل مرد را به خاطر بازی در "اعتقاد" (Creed) دریافت کرد. بازیگر رشته فیلم های موفق راکی هنگام دریافت جایزه با یکی از گرم ترین تشویق های مراسم روبرو شد.

کارتون "پشت و رو" (Inside Out) جایزه بهترین انیمیشن سال را دریافت کرد.

جایزه بهترین موسیقی فیلم به انیو موریکونه به خاطر "هشت آدم نفرت‌انگیز" (Hateful Eight) تازه ترین اثر کوئنتین تارانتینو رسید.



در سوی دیگر کره زمین در همین روز درشهر زوریخ سوییس هنگام عصر نفس علاقمندان به فوتبال در سینه حبس شده بود تا که برنده توپ طلای امسال اعلام شود. در فهرست سه نفره نهایی کاندید ها کریستین رونالدو از تیم باشگاهی ریال مادرید اسپانیا و نیمار جونیور و لیونل مسی از تیم باشگاهی بارسلونا اسپانیا دیده میشدند. در اینجا هم رقابت خونین و دیرینه بین رونالدو و مسی دیده میشد. چونکه رونالدو با سه توپ طلا و مسی با چهار توپ طلا فاصله چندانی با هم نداشتند. در بین کاندیدها نیمار جونیور هنوز توپ طلایی را در چنته نداشت. بالاخره لحظه موعود فرا رسید و لیونل مسی اعجوبه آرژانتینی به شایستگی توپ طلای پنجم خود را برنده شد.

 




نوع مطلب : اخبار، فرهنگی، متفرقه، 
برچسب ها : گلدن گلوب، توپ طلا، سال جدید میلادی،
لینک های مرتبط :


جمعه 6 آذر 1394 :: نویسنده : محمد جواد آخوندزاده
دل شكسته همیشه برایمان كافیست
همیشه گریه ی بی انتهایمان كافیست
شكسته بالی مارا كسی نمیفهمد
همین نرفتن كرب و بلایمان كافیست


ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : گلشهر، کربلا، اربعین، افغانی، آمایش،
لینک های مرتبط :


جمعه 29 آبان 1394 :: نویسنده : سهیلا .آ

حس مبهمدختر افغان

تو به این معصومی تشنه لب آرومی

غرقه عطر گلبرگ تو چقد خانومی

کودکانه غمگین، بی بهانه شادی

از سکوتت پیداست که پر از فریادی

همه هر روز اینجا از گلات رد میشن

آدمایِ خوبم این روزا بد میشن

توویِ این دنیایی که برات زندونه

جایِ تو اینجا نیست جات تویِ گلدونه

غرورمُ ببخش حضورمُ ببخش

منم یه عابرم عبورمُ ببخش

تویی که اشکِ تو شبیه شبنمِ

همیشه تو نگات یه حسِ مبهمِ

همین لحظه همین ساعت همین امشب

که تاریکی همه شهرُ به خواب برده

یه سایه رو تنِ دیوارِ این کوچه اس

تویی و یک سبد گلهایِ پژمرده

همه دنیا به چشمِ تو همین کوچه اس

هوایِ هر شبت یلدایی و سرده...


بیشتر بخوانید ...

ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : گلشهر، روز جهانی کودک، بچه های افغانستان، عکس از افغانستان، دختر افغانستانی، دختر هزاره، steve mccurry،
لینک های مرتبط : دانلود شعر با صدای گوگوش،


پنجشنبه 28 آبان 1394 :: نویسنده : آخوندزاده
پاریس

هفت سالی می شد ازش بی خبر بودم. بی خبر بی خبر. نه پیغامی نه سلامی ،درست مثل دو ادم ناشناس. آنقدر این نشناختن را با خودم تمرین کرده بودم که دیگر خودم را هم به زور می شناختم!

قصه ما همانطوری که بی مقدمه شروع شده بود، بی مقدمه تر تمام شد. آن روزها هر دو از با هم بودن لذت می بردیم. برایمان سخت بود بی همدیگری را تصور کنیم. هم او و هم من مطمئن بودیم که چقدر به درد هم می خوریم و چقدر برای هم ساخته شدیم. انگار تاس زندگیمون جفت شیش امده بود.

"او" مریض شد. بد هم مریض شد. من مریض او شدم. بخاطر من کنار کشید. گویا لاعلاج بود. انگار فهمیده بود کارش تمام است و نمی خواست این قمار عشقی دو بازنده داشته باشد. کنار کشید و رفت. گم و گور شد. من هم اینقدر بی تابی کردم که مادرم به ناچار برای تحصیل راهی فرنگم کرد.   

آن شب، راسته خیابان مرولی را پایین می امدم. هوای کافه خیلی گرفته بود برای نفس کشیدن زدم  بیرون. هوای بیرون ملس و خنک شده بود. دلم نیامد برگردم داخل. هوس پیاده روی به سرم زد. از خیابان مرولی انداختم به طرف اپارتمان نقلی ام. هنوز توی سرم بوی سیگار و ویسکی می پیچید. زیادی گیج شده بودم. از پیاده روی منصرف شدم. در ایستگاه اتوبوس ایستادم. از خانمی به فرانسوی پرسیدم اتوبوس کی میاد؟ گیج بودم. وقتی جواب داد......

وقتی جواب داد، وقتی تُن صدایش پرده گوشم را لرزاند، از خواب پریدم. صدای خودش بود. محال بود اشتباه کنم. تمام منگی و ملنگی ام پرید. بی اختیار پی صدا را گرفتم. صدا از لب های او می امد. نفهمیدم چه می گفت. حرکت لب هایش را دنبال می کردم. به صورتش خیره شدم. خود خود خودش بود. قلبم تند تند می زد. دست هایم رعشه می رفتند. نه می توانستم داد بکشم و نه می توانستم سکوت کنم. اجبار خفه کننده ای گلویم را به شدت فشار می داد.

ظاهرا، او هم که مرا شناخته بود، حال بهتری نداشته. بغض و خنده و اشک همه باهم روی صورتش نفش بسته بود. زد زیر گریه. دلم تیر می کشید. زخم هفت ساله ام دهن باز کرده بود. قلبم می سوخت. نفهمیدم چقدر درآن حالت به همدیگه خیره شده بودیم....

 دستم را گرفت. راهی خیابان بی انتهایی شدیم. جمعه بود. خیابان های پاریس اخر هفته ها خیلی شلوغ اند. اما مگر برای ما اهمیتی داشت؟! حرف های زیادی داشتیم برای گفتن. نگفته های هفت ساله. انگار تمام حرف های هفت سال می خواستند یکجا از گلویم بزنند بیرون. احساس خالی بودن می کردم. احساس می کردم در کنارش تمام درونم فرو ریخته بود. می خواستم با گلایه شروع کنم. می خواستم از سختی های فراموش کردنش بگویم. می خواستم از تبعید و غربت بنالم. می خواستم .... اما می دانستم که نمی توانم از او گلایه کنم. همانطور که هیج وقت نتوانسته بودم. با او همیشه می خواستم شنوده باشم. همانطور که الان بی صبرانه می خواهم بیشتر و بیشتر حرف بزند.

از اینکه، بازی روزگار ما را اینطوری انداخته بود این گوشه دنیا متعجب بودم. بعد از هفت سال آزگار، اتفاقی کسی را ببینی که فکرش رو هم نمی کردی زنده باشد. حالا در پاریس شهر نورها و رنگ ها، کنارت قدم می زند.

شب خسته کننده جمعه حالا برایم بهترین شب زندگی ام شده بود. مطمئن نبودم که خوابم یا بیدار. شروع کرد به گفتن. از سفرش به اینجا برای درمانش. از مریضی اش که لاعلاج نبوده و فقط پزشک های اونطرف نتوانستن برایش کاری کنند. گپ و گفت ما ادامه داشت. خیابان های پاریس ان شب چقدر کوتاه به نظر می رسیدند. تازه می فهمیدم شب های پاریس چقدر می توانند قشنگ باشند.

در خیابان کاریلن صدای بلندی به گوشم امد. بیشتر مثل صدای اتیش بازی سال نو بود. اما خیلی بلند تر. صدای جیغ و سر وصدای مردم در پشت زمینه شنیده می شد. بلندتر از پارتی های اخر هفته پاریس. ناگهان، شیشه کافه لی کاریلن درست جلو پایمان شکست. صدای موسیقی، صدای جیغ و فریاد و صدای شلیک گلوله های پیاپی با هم یکجا شده بودند. مرد سیاه پوشی با تفنگ به طرف جمعیت تیر اندازی می کرد. دور تا دورش می چرخید و دیوانه وار شلیک می کرد. هنوز شکه بودم. مثل یک فیلم بود مثل یک خواب بد. نمی توانستم انچه را که می دیدم باور کنم. درست همانطوری که دیدن "او" برایم غیر قابل باور بود. صدای شلیک گوش هایم را قفل کرده بود. دستش را محکم تر در دستم گرفتم و عزم فرار کردیم. دستش خیس شده بود و از دستم لغزید. تا به خودم امدم تمام پالتوی پشمی سفیدش، قرمز شده بود. خون سرخی خیابان را گرفته بود. عرق سردی به جانم نشست. نمی دانستم چرا قلبم می خواهد از دهنم بزند بیرون. روی زمین کنارش ولو شده بودم. کار از کار گذشته بود. گوش هایم نمی شنیدند و نمی دانم چقدر بلند صدایش کردم اما بی فایده بود. لبخند کوتاه قشنگی به لبش امد زود در گونه هایش محو شد. لبخندش کوتاه بود، درست مثل لحظه کوتاه باهم بودنمان. بدون لبخند با وقارتر شده بود. به اسمان سیاه پاریس خیره شده بود و دیگر پلک نزد!





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : پاریس، حملات پاریس، ترور در پاریس، فرانسه،
لینک های مرتبط :


عباس رضایی شاعر مستعد افغانستانی که چندی پیش توسط نیروی انتظامی جمهوری اسلامی دستگیر شده بود و بدلیل نداشتن مدرک اقامتی به اردوگاه سفید سنگ منتقل شده بود، درد و دل هایش را از اردوگاه سفید سنگ روی کاغذ اورده است.

                                 عباس رضایی

سلام

میلیون ها عباس هستم که جابجا می شوند بی هیچ صدایی. میلیون ها عباس هستم که دروغ می گویند. که کتک می خورند. که در دیوارهای بلند و سیم خاردارهای تیز و اتوبوس های با پرده های کشیده پنهان می شوند. عباس هستم. آری همان کسی که زندگی اش را مخفی می کند از شما. که دروغ می گوید. که خوب فهمیده اید یک اسم ندارد. اما هرگز هیچکس نمی پرسد چرا اینگونه است؟ دست ها می شکنند. قلب دختربچه ها ناگهان در شلیک گلوله ها پیر می شود. زندگی ها از هم می پاشد و دویدن یک زن با گریه به دنبال اتوبوس ها هیچ عشقی را باز نمی گرداند. زنجیرها برپا.
مادرخانمم می گوید: احتیاط کن. حرف نزن. پدرم می گوید: حواست باشد. اما سرم از درون فروریخته است. من هزاران عباس هستم که هیچ صدایی ندارند. که فقط برای معامله به حساب آورده می شوند. امروز در تاریکی اردوگاه نشسته بودم. به آشووییتس فکر می کردم و قانون های کثیف. می ترسم. حالا از زندگی کردن در زادگاهم می ترسم. انسان هایی که مرا می شناختند امروز از اردوگاه آزادم کردند برای سی روز. من دروغ گفتم. دروغ می گویم تا تکه ای نفرین شده از زندگی برای خودم داشته باشم. که درد جدا شدن را نکشم. من دروغ می گویم دوستان برای کمی نفس کشیدن. برای سه گام سهم داشتن از همه ی زندگی. برای یک روز احتمالی دیگر که بتوانم کنار خانواده ام باشم. روزهای من خرده نان است. پسمانده است. زندگی من جیره ای احتمالی است.
همسرم مرا در آغوش گرفت. گریست. گفت می ترسد. من میلیون ها عباس بودم که جابجا می شدند. میلیون ها عباس که فقیر بودند. مجبور بودند. برای زندگی شان فرار می کردند. برای حثیت شان فرار می کردند. برای بچه هایشان فرار می کردند. مردمی پشت دیوارهای بلند که هیچ کس صدایشان را نمی شود. هیچ خبرنگاری آنها را نمی بیند و قوانین به سر آنها کوبیده می شود. من به خانه ی کسی تجاوز نکرده ام. من یک پناهنده هستم. یک مستأصل. من یک پناهنده هستم یعنی هر کسی می تواند مرا با کمر شکسته به هر کجا که خواست پرتاب کند. من میلیون ها عباس هستم.
دروغ می گویم چون قانون مجبورم می کند. چون پیش از محاکمه، محکومم. همه آماده هستند برای تف کردن به صورت من. میلیون ها عباس هستم در برابر کسانی که نمی فهمند انسان چیست؟ انسان چرا هست؟ آنها چون میرغضب ها به کشتن، به شکنجه دادن، در هم شکستن انسانیت انسان ها عادت کرده اند. آنها ما را به مثابه دوساعت می بینند. آنها ما را انسان نمی بینند. قوانین سختگیرانه آتش پاره هایی هستند که از حدود بی منطقی پاسداری می کنند.
امروز دوستانم به خاطر آزاد کردن من، دویدند. شاید التماس کردند. شاید هر چیز دیگری. اما عباس های دیگر چه که پشت دیوارهای بلند هر ثانیه را هزار سال می گذرانند. هزاران عباس دیگر که در اتوبوس ها خرد و خراب و خمیده هستی شان را از دست می دهند. اقامت های نیم بندشان را از دست می دهند. کجاست دولت افغانستان؟ کجا هستند رسانه های جهانی؟ کجاست کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان؟ کجا هستند روحانیون؟ روشنفکران؟ کجاست قانونی که انسانی باشد؟ چند نسل دارد تلف می شود. چند نسل دارد له می شود. انسان ها، انسان ها در دو طرف این نامعادله، به انسانیت شان خدشه وارد می شود. آنها که ظلم می کنند. آنها که مظلوم هستند. به من می گویند. همه به من می گویند. می ترسم به درستی می ترسم. من یک دروغگو هستم که بیش از نیمی از عمرم را قاچاقی زندگی کرده ام. نامرئی زندگی کرده ام. می ترسم که خانواده ام را بگیرند از من. می ترسم که همین اندک خوشی از من گرفته شود. بله پناهنده ای در ایران وجود ندارد. عده ای هستند که به پناه آمده اند و قرار بوده است که پرونده هایشان بررسی شود. سی سال است که پرونده هایشان در دست بررسی است. کدام پناهنده؟ یک پناهنده حداقل حقوق یک شهروند درجه دو برخوردار می شود. حق تحصیل، حق درمان و بهداشت، حق کار، حق مسافرت به هر نقطه ای از جهان، حق … حق… حق… اما در سکوت کمیساریا، در سکوت همه حقوق دانان، در سکوت همه و همه، بدتر از همه در سکوت مشمئز کننده ی وجدان ها، سالهاست که میلیون ها آدم دارند له می شوند. استثمار می شوند. تحقیر می شوند و بدهکار جلوه داده می شوند.
هر انسانی حق حیات دارد و هیچکس نمی تواند او را از این حق محروم کند.
امشب دلم گرفته است. از آزاد بودن و در کنار خانواده بودن خوش نیستم. چون سیستم به شکلی بی شرمانه مجبورم می کند دروغ بگویم. مجبورم می کند پیش وجدانم شرمنده باشم. مجبورم می کند تا در منجلاب هیچ بودن زندگی کنم. چه کسی حال عباس ها را می داند تا عباس نباشد؟ تا خودش در بین شان زندگی نکرده باشد و ترس های آنها را در رگ خویش نداشته باشد؟ حالا که می نویسم امین درد دستش را تحمل می کند. رضا به دنبال قاچاقبر می گردد تا به سر خانه و زندگی از هم پاشیده تر شده اش برگرد. همین حالا که آرسن ونگر کنار نیمکت به فوتبالش می رسد باران برسر کودکان می بارد در کوه های ارومیه. مرگ به زودی فرا می رسد. همسرم در آغوشم می گرید برای روزهایی که نخواهم بود. می گوید می ترسم. من نیز می ترسم مانند میلیون ها عباس که یک سرباز می تواند همه شان را در کمتر از سی ثانیه به خط کند و به همه شان با فریاد بگوید که احمق هستند و آنها مجبور باشند بگویند: آری احمق هستند. اما حرف می زنم. اینبار با همه ی هراسی که در تن میلیون ها عباس انباشته شده حرف می زنم و می گویم قانون هر کاری می تواند با من انجام بدهد اما انسانیت مرا گرفته نمی تواند. انسان می مانم. حق می گویم و به خاطر این والاترین کار آماده مردن هستم. همسرم در آغوشم آرام می گیرد. دلم برای دوستانم تنگ می شود و شاید اندکی دلبستگی به جایی که در آن زاده شدم داشته باشم اما دیگر تحمل دیدن کشته شدن پناهجویان بر اثر شلیک، تصادف اتومبیل و ضرب و شتم را ندارم. من عباسم. چروکیده و آسیب پذیر. هر کس حتی یک کودک می تواند مرا شکست دهد. من شکست خورده به دنیا آمده ام. کلمات من، ناله های پیرمردی است که کتک می خورد.
آقای بان کی مون
آقای سازمان ملل
آقای خانم ها و آقایان
به آرامی دراز کشیده اید. کودکانی گریه می کنند. مادرانی رانده می شوند. جوانانی کتک می خورند. روان هایی شکسته می شوند. زندگی هایی به باد می رود توسط قانون های بیشرمانه. حقوق بشر در حال نقض شدن است هم اکنون. حقوق پناهجویان به سادگی آب خوردن نادیده گرفته می شود. اینجا دارد اتفاقی می افتد که تاریخ از آن شرمگین خواهد بود.
چرا هیچ کس کاری نمی کند؟ کسی که فتوا می دهد، مسلمان به کشور غیرمسلمان نرود بیاید و دیه دست و پای و سر شکسته را بدهد. بیاید دیه خون ریخته را بدهد. بیاید پول غصب شده ی انسان هایی بیچاره را پس بدهد. مدیون هستید. مدیون به اخلاق، مدیون به انسانیت.کجا هستید ای مدعیان؟ کجا هستید ای عقل کل ها؟ کجا هستید؟ کجا هستید؟ کجا هستید؟

 

عباس رضایی





نوع مطلب : فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها : عباس رضایی، شاعر افغان، بگیر بگیر، افغانی های بی مدرک، نیروی انتظامی،
لینک های مرتبط :


وقتی که رجب علی، پسر شانزده ساله هزاره ای از استان بامیان افغانستان را بین سیم خاردار 12 فوتی مرز مجارستان و صربستان پیدا کردیم داشت آرام گریه می کرد. (اسم رجب برای حفظ هویتش عوض شده است). وقتی که زلمای، عکاس ما (که خود پناهنده افغانی از زمان جنگ با شوروی در دهه ١٩٨٠ بوده است) از پسر پرسید که چه مشکلی پیش آمده است پسر سراسیمه شد. شش ساعت بود که او داشت گریه می کرد و کسی حتی او را به زبان خودش مخاطب قرار نداده بود چه رسد به اینکه از او بپرسد چه مشکلی پیش آمده است.

شش ساعت پیش، رجب از مادر، پدر، خواهر و برادرش جدا شده بود؛ زمانی که پلیس صرب خانواده ها را مجبور کردند که سوار اتوبوس شوند و به مرز مجارستان فرستاده شدند. برای ساعت ها او مثل هزاران سوری، عراقی و افغان پشت مرز ایستاده بود؛ در مسیر ریل قطار راه می رفتند و ناامید بدنبال نشانه ای از خانواده هایشان بودند.

تلاش های ناامیدانه بسیاری از خانواده های سوری که از بمب های بشکه ای اسد و هراس داعش فرار کرده و برای امنیت به سوی اروپا آمده اند توجه جهان را هر چند کوتاه مدت به سمت خود جلب کرده است. اما سوری ها تنها کسانی نیستند که نیازمند همدردی هستند.

هرچند منافع بین المللی در افغانستان کاهش یافته و بیشتر نیروهای خارجی از این سرزمین خارج شده اند اما جنگ در افغانستان شدت گرفته است. بسیاری از افغان ها به دلیل شیوع خشونت، ناامنی و تهدید از جانب طالبان و یا نیروهای شبه نظامی دولت در حال ترک خانه خود هستند.

یک افسر نظامی افغانستان که بعد از تهدید به مرگ از سوی طالبان از کابل فرار کرده است گلایه می کند که «چرا فقط از سوریه صحبت می شود؛ مردم سوریه چهار سال است که گرفتار جنگی بی رحمانه شده اند، این زمان برای افغان ها به چهل سال می رسد. چرا برای سوار شدن اتوبوس های لب مرز صدای " فقط سوری ها، فقط سوری ها" را می شنویم؟ در حالی که ما هم زیر این آفتاب سوزان منتظریم.»

سفر طولانی پناهجویان افغانی معمولا با خطرات مرگباری همراه است بویژه در مسیر گذشتن از ایران و رسیدن به ترکیه. در مرزهای ایران به آنها شلیک می شود و کشته های این مرزها عملا مورد توجه جامعه بین المللی قرار نمی گیرد. برای بعضی از افغان ها سفر از این هم سخت تر می شود. آنها از افغانستان گریخته اند و تنها قادر به پرداخت کرایه اتوبوس برای عبور از مرز افغانستان به ایران هستند و بخش زیادی از مسیر باقی مانده تا اروپا را با پای پیاده طی می کنند و پولی برای پرداخت به قاچاقچیان و اتوبوس ها ندارند.

برای بسیاری از افغان ها کشورهای اروپایی بسیار ناآشنا و گیج کننده است. در یکی از همین روزهای گذشته در یک هوای بسیار سرد بارانی ما شاهد یک صف هزار نفری از مردمی بودیم که می خواستند از مرز مجارستان عبور کنند. در همین حال از کنار یک گروه از مردم افغان عبور کردیم و عکاس تیم ما با آنها به زبان دری صحبت کرد. آنها پرسیدند" پایتخت این کشور کجاست؟ " بوداپست. "چه قدر تا آنجا راه مانده؟" خیلی، 110 مایل؛ به آنها جواب دادیم در حالی که نا امیدی در چهره هایشان هویدا بود.

همانند بسیاری از پناهجویان عراقی و سوری، افغان ها هم دلایل منطقی برای فرار از کشتار و خونریزی دارند که کشورشان را در خود فروبرده است. آنها نیز مستحق این هستند که با انسانیت با آنها برخورد شود؛ مکانی امن برایشان فراهم شود تا بتوانند مسیر قانونی درخواست پناهندگی را طی کنند.

سیم های خاردار و موانع مرگبار از تلاش افغان ها برای بردن فرزندانشان به مکانی امن با آینده بهتر در اروپا جلوگیری نمی کند. هفته گذشته در مرز مجارستان یک مادر هزاره ای افغانی را که با سه فرزندش راه می رفت دیدم. او می گفت که سفر سختی داشته اند و می داند که مشکلات بیشتری پیش رو دارند. او به نرمی و در عین حال مصمم در حالی که کوله بارشان را بلند می کرد گفت: "این حصارها مانع ما نخواهند شد و ما در نهایت به مقصد می رسیم." با سه فرزندش به راهش ادامه داد و من حتی این فرصت را نیافتم که نام او را بپرسم.

منبع:ایران دیپلماسی به نقل از فارین پالیسی





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : گلشهر، مهاجر، اروپا، جنگ، ترکیه،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 شهریور 1394 :: نویسنده : آخوندزاده
 عشق پیرمرد

بی مقدمه شروع کرد به صحبت کردن.  گفت: چمن گل و دوستانش اخر هفته ها می رفتند چوکری جمع کنند. ما هم بهانه ای می تراشیدیم و به کوهستان می رفتیم. من سن و سالی نداشتم ولی بسیار شوخ بودم. در کوهستان در فاصله ای که انها صدایمان را بشنوند مشغول جمع کردن چوکری و لالک می شدیم. می دانستم چمن گل هم مرا دوست دارد و می دانستم که هیچ وقت آن را به زبان نمی اورد. من با صدایی که انها هم بشنوند همیشه زمزمه می کردم ....

پیرمرد حواسش را از من گرفت و به بیرون از پنجره اتوبوس خیره شد. با صدای دلنشینی شروع کرد به زمزمه کردن:

دَ قَلچو مِی رَووم خوش خوش مَه مِیَه   (در مسیر سراشیبی می روم و خوش حالم از اینکه)

صَدای گل چمن دَ گوش مَه مِیه (صدای گل چمن را می شنوم )

صَدای گل چمن تولّه برنجی  (صدای گل چمن برای من مثل فلوتی خوش صدا است)

مُو رَه دوچّار کَدَه نان غریبی (و این صدا ما را دچار خود کرده است!)

------------------------

پ.ن: با توجه به اینکه لهجه پیرمرد هزارگی اصیل بود متن فوق با حفظ محتوا به فارسی دری نوشته شده است.

پ .ن: کاش می توانستم همه انچه را در نگاه پیرمد دیدم برایتان بازگو کنم!

پ. ن: چوکری و لالک: گیاهان خوراکی ای هستند.

پ. ن: ترجمه شعر شاید زیاد دقیق نباشد مخصوصا بند اخر! تصحیح کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها : گلشهر، عشق، هزارگی، شعرهای هزارگی، افغانی، داستان،
لینک های مرتبط :



(نوشته برگزیده هیئت ‌داوران میهن بلاگ در مسابقه وبلاگ نویسی، منِ امروز، ۱۰ سال قبل)
--------------------------------------------------------------

ده سال پیش در یکی از همین روزها بود با مادرم در هوای گرم تابستان آن سال بد به بازار رفته بودیم. ده سال بیشتر نداشتم. به اصرار خودم آن روز، مادر می خواست برایم چادری بخرد. دست در دست مادرم در یکی از شلوغ ترین بازارهای کابل می چرخیدیم. 
خشکی و گرمی هوا رمق را از دست فروشان گرفته بود. مادرم، هر از چندگاهی تکرار می کرد چادری اش را محکم بگیرم که مبادا گم شوم. ده روپیه یک چادری سفید کوچک خریدیم. خوشحالی ام برای به سر کردن ان چادری را هرگز فراموش نمی کنم. برمی گشتیم. درست پشت سر ما در فاصله چند قدمی، شخصی نفس زنان جملاتی را زمزمه می کرد. برگشتم. شخص ایستاد و دیگر زمزمه نمی کرد بلکه فریاد می کشید اشهد ان لا الله ا... 

مادرم به سرعت مرا در اغوش گرفت و دستهایش سرم را حایل شد. از شدت انفجار به هوار پرت شدیم. جیغ ممتد مرگ در گوشهایم پیچید. هنوز در بغل مادرم بودم. دیگر چیزی یادم نمی اید. مردی فریاد می کشید انتحاری انتحا... . سرم کف خیابان بود. چشم هایم بی حرکت پرواز چادری مادرم را می دیدند.

حالا مادرم دیگرنیست. اما فکر آن روز ده ها هزار بار در این ده سال از ذهنم عبور کرده است. سرزنش می کنم خودم را. کاش ده سال پیش آن روز ده روپیه نداشتم. کاش اصلا ده ساله نشده بودم. کاش ده سال پیش آن روز با مادرم آنجا نبودیم. لا اقل کاش من هم با مادرم رفته بودم! ده سال است که شب ها این کاش ها در ذهنم قطار می شوند تا خوابم ببرد. ده سال است که در یک روز از روزهای ده سالگی ام گیر کرده ام. و چقدر ازار دهنده است که تا ابد ده ساله بمانی ! 
----------------------

• چادری: چادری یا برقع چادری است که بصورت کامل بدن را حتی چشم ها را می پوشاند. این لباس در بین زنان افغانستان بسیار مرسوم و معمول است.

اختتامیه مسابقات وبلاگ نویسی من امروز ده سال قبل




نوع مطلب : اخبار، ادبیات، 
برچسب ها : کابل، انتحاری، برقع، پرواز چادری، میهن وبلاگ، مسابقه وبلاگ نویسی،
لینک های مرتبط :


ثبت‌نام دانش‌آموزان دارای مدارک اقامتی معتبر
برای ثبت‌نام دانش‌آموزان دارای مدارک اقامتی معتبر، یکی از مدارک شامل «گذرنامه دارای اقامت یا روادید معتبر (حداقل تا تاریخ 15 مهر 1394)»، «دفترچه پناهندگی معتبر صادره از نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران»، «کارت هویتی ویژه اتباع خارجی دارای اعتبار در سال 1394 صادره از اداره‌کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور»، «کارت اقامت موقت آمایش 10 (مجوز تردد بین شهری اتباع خارجی) صادره از اداره‌کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور» و «دفترچه اقامت موقت معتبر صادره از نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران» الزامی است.
بر این اساس پس از رؤیت تصویر مدارک اقامتی و مطابقت با اصل و درج عبارت «تطبیق شد» و قید تاریخ و امضا توسط مدیر واحد آموزشی در پرونده تحصیلی دانش‌آموز بایگانی می‌شود و اصل آن به ولی دانش‌آموز مسترد می‌شود.
ولی دانش‌آموز مکلف است قبل از انقضای مهلت اقامت، نسبت به تمدید مدارک اقامتی خود و اعضای خانواده‌اش اقدام و بلافاصله نسبت به ارائه تصویری مصدق آن به واحد آموزشی اقدام کند.
در صورت تمدید اعتبار و یا اعلام انقضاء مدارک شناسایی مهاجرین افغانستانی و عراقی از سوی اداره‌کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور، مراتب رأساً توسط مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور به ادراه‌کل آموزش و پرورش استان‌ها اعلام می‌شود.
مدارک اقامتی هر فرد در محدوده همان استان یا شهرستان محل صدور معتبر بوده و دارندگان آن صرفاً مجاز به ثبت‌نام در همان محدوده هستند، التبه موارد استثنا توسط اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استان اعلام می‌شود.

* ثبت‌نام دانش‌آموزان اتباع افغانستانی، دارندگان مدارک اقامتی نامعتبر (تاریخ گذشته) و فاقدین مدارک اقامتی
1ـ مراجعه به دفاتر کفالت جهت اخذ برگه «معرفی‌نامه تحصیل دانش‌آموزان اتباع افغانستانی فاقد مدارک اقامتی» البته دانش‌آموزانی که دارای مدار
ک اقامتی نامعتبر مانند کارت آمایش یا گذرنامه تاریخ گذشته هستند و قبلاً دارای سابقه آموزشی در مدارس رسمی بودند، اما بنا به دلایلی موفق به تمدید مدارک خود نشده‌اند، از طریق دفاتر کفالت، برگه معرفی‌نامه آنها به عنوان «معرفی‌نامه تحصیلی دانش‌آموزان اتباع افغانستانی دارای مدارک اقامتی نامعتبر» صادر می‌شود.
2ـ مراجعه به مدارس ابتدایی برای دوره ابتدایی و ادارات آموزش و پرورش برای دوره‌های متوسطه اول و دوم «جهت پیش‌ثبت‌نام موقت در سامانه سناد» و تعیین پایه تحصیلی.
3ـ اعلام نتیجه سنجش سلامت و ایمن‌سازی گروه سنی 6 تا 18 سال اتباع افغانستان جدیدالورود به مدارس توسط دفتر کفالت از طریق سامانه و سیستم رایانه‌ای به مدارس و ادارات آموزش و پرورش.
4ـ پس از انجام مراحل فوق (تعیین پایه تحصیلی و اخذ تأییدیه گواهی سلامت بهداشتی از دفاتر کفالت)، مدارس می‌توانند حداکثر تا تاریخ 15 مهرماه 1394 نسبت به ثبت‌نام قطعی و اخذ شهریه مصوب اقدام کنند.

لازم به ذکر است برگه «معرفی‌نامه تحصیلی دانش‌آموزان اتباع افغانستانی فاقد مدارک اقامتی» هر فرد در محدوده همان استان یا شهرستان محل صدور، معتبر بوده و دارندگان آن صرفاً مجاز به ثبت‌نام در همان محدوده هستند، البته موارد استثنا توسط اداره‌کل امور اتباع و خارجی استان اعلام می‌شود.

نکته دیگر اینکه ثبت‌نام آن دسته از دانش‌آموزان فاقد مدارک اقامتی که پدر دارای مدرک اقامتی معتبر (پروانه اقامت و مشمولین طرح خانواری) است، جهت تعیین‌تکلیف به نیروی انتظامی ارجاع داده می‌شود و دانش‌آموزانی که یکی از والدین آنها دارای کارت آمایش معتبر است، جهت صدور معرفی‌نامه تحصیلی، به دفاتر کفالت ارجاع می‌شوند.

* صدور برگه معرفی‌نامه تحصیلی دانش‌آموزان اتباع افغانستانی فاقد مدارک اقامتی

انجام ثبت‌نام موقت تمام افراد واجد شرایط تحصیل در مدارس رسمی کشور اعم از دارندگان مدارک اقامتی غیرمعتبر (تاریخ گذشته) و یا فاقد مدارک اقامتی، پس از دریافت برگه معرفی‌نامه تحصیلی از دفاتر کفالت و ارائه آن به ادارات آموزش و پرورش و مدارس بلامانع است.

* تعیین پایه تحصیلی

به گزارش فارس، تمام دارندگان برگه «معرفی‌نامه تحصیلی دانش‌آموزان اتباع افغانستانی فاقد مدارک اقامتی» متقاضی ثبت‌نام در پایه‌های دوره ابتدایی، جهت ثبت‌نام موقت به نزدیک‌ترین دبستان محل سکونت خود مراجعه می‌کنند و مدیران مدارس ابتدایی برای تعیین پایه تحصیلی دانش‌آموزان باید مطابق با ماده 43 آیین‌نامه اجرایی مدارس اقدام کنند.

تمام دارندگان برگه «معرفی‌نامه تحصیلی دانش‌آموزان اتباع افغانستانی فاقد مدارک اقامتی» متقاضی ثبت‌نام و ادامه تحصیل در پایه های مختلف دوره‌های متوسطه اول و دوم باید به اداره آموزش و پرورش منطقه محل سکونت خود مراجعه کنند و ادارات آموزش و پرورش باید برای تعیین پایه تحصیلی متقاضیان دوره اول متوسطه، مطابق با ماده 43 آیین نامه اجرایی مدارس و برای تعیین پایه تحصیلی متقاضیان دوره دوم متوسطه، مطابق مفاد ماده 70 آیین‌نامه آموزشی دوره متوسطه روزانه عمل کنند و پس از تعیین پایه تحصیلی نسبت به صدور معرفی‌نامه به مدارس مربوطه اقدام می‌شود.

* معاینات پزشکی و صدور تأییدیه سلامت

پس از صدور برگه معرفی‌نامه سنجش سلامت و ایمن‌سازی توسط دفاتر کفالت، برای متقاضیان دوره‌های مختلف تحصیلی (ابتدایی، اول و دوم متوسطه)، تمام متقاضیان باید به مراکز بهداشتی و درمانی وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تعیین شده، مراجعه کرده تا نسبت به انجام معاینات و واکسیناسیون (طبق برنامه ایمن‌سازی) و صدور تأییدیه سلام اقدام شود.

گفتنی است تأییدیه سلامت بهداشتی متقاضیان توسط دفاتر کفالت بر روی وب‌باکس برگه «معرفی‌نامه تحصیلی دانش‌آموزان اتباع افغانستانی فاقد مدارک اقامتی» در اطلاعات برگه دانش‌آموز درج می‌شود و در صورتی که پاسخ معاینات پزشکی منفی باشد (فاقد بیماری‌های واگیردار)، شماره و تاریخ گواهی صادره از مراکز بهداشتی درجه و تیک گزینه «دارای سلامت بهداشتی» فعال می‌شود و همچنین در صورتی که پاسخ معاینات پزشکی مثبت باشد (دارای بیماری‌های واگیردار) نیز شماره و تاریخ گواهی صادره از مراکز بهداشتی درج و تیک گزینه «عدم سلامت بهداشتی» فعال می‌شود. 

* میزان هزینه ثبت‌نام دریافتی از تمام دانش‌آموزان اتباع خارجی

بر اساس آیین نامه نحوه آموزش اتباع خارجی مصوب 11 فروردین 1383 هیأت وزیران و به استناد مصوبات بیستمین جلسه کمیته دائمی پناهندگان مورخ 5 مهرماه 1393، تمام مدارس ثبت‌نام کننده از دانش‌آموزان اتباع خارجی دارنده مدارک اعتباری معتبر یادشده (اعم از گذرنامه، کارت آمایش، برگه معرفی‌نامه تحصیلی و...) می‌توانند با عنایت به وضعیت مالی ولی دانش‌آموز و با توجه به مصوبات شورای آموزش و پرورش استان نسبت به اخذ مبلغی بین حداقل و یا حداکثر هزینه ثبت‌نام در سال تحصیلی 95ـ94 اقدام کنند.

مقطع یا دوره تحصیلیحداقل هزینه ثبت‌نام (ریال)حداکثر هزینه ثبت‌نام (ریال)
اول تا ششم12000003000000
دوره متوسطه اول (هفتم، هشتم، نهم)14400003360000
دوره متوسطه دوم و پیش‌دانشگاهی18000003600000

ادارات آموزش و پرورش استان‌ها موظفند با استناد به بند «ب» تبصره 13 قانون بودجه سال 94، درآمدهای حاصل از ثبت‌نام اتباع خارجی را برابر ضوابط و مقررات از افراد متقاضی اخذ و به حساب درآمد اختصاصی استان واریز کنند تا با رعایت موافقت‌نامه شرح عملیات و سایر قوانین، به مصرف هزینه‌های مربوط به تجهیزات آموزشی و تربیتی مدارس با اولویت مدارس اتباع خارجی که در آن تحصیل می‌کنند، برسد.

البته به ادارات آموزش و پرورش استان‌ها توصیه شده است با توجه به مشکلات اقتصادی و پرجمعیت بودن خانواده‌های اتباع خارجی در تعیین هزینه ثبت‌نام ترجیحاً حداقل هزینه‌ها درنظر گرفته شود، ضمن اینکه دریافت هرگونه وجهی غیر از شهریه مصوب و دریافت هرگونه کمک‌ هزینه تحصیلی و نیز اخذ تعهد مالی به استثنای وجوه مربوط به کتب درسی و بیمه دانش‌آموزی، هنگام ثبت‌نام از دانش‌آموزان خارجی در مدارس دولتی ممنوع است.

گفتنی است هزینه کلاس‌های فوق برنامه که زیرنظر انجمن اولیا و مربیان مدرسه و در طول سال تحصیلی برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود، کاملاً اختیاری و برعهده اولیاست.

* دانش‌آموزانی که فقط 20 درصد از مبلغ مصوب شورای آموزش و پرورش استان را باید پرداخت کنند
1ـ اعضای درجه اول خانواده شهدا و جانبازان (همسر و فرزند) با گواهی بنیاد شهید و امور ایثارگران و دوایر تابعه آن
2ـ دانش‌آموزان ساکن مهمانشهرها براساس ارائه گواهی از سوی اداره‌کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری‌ها
3ـ دانش‌آموزانی که خود یا یکی از والدین آنها یا یکی از اعضای درجه اول (خواهر و برادر) دارای معلولیت جسمی یا ذهنی یا مبتلا به بیماری خاص باشد. براساس گواهی مراکز بهداشتی، درمانی (منضم به نامه اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استان) و یا ادارات بهزیستی و حداکثر به تعداد سه نفر.
4ـ‌ فرزندان طلاب امور دینی و روحانیون دارای گذرنامه با پروانه اقامت معتبر، شاغل به تحصیل در جامعة المصطفی (ص) العالمیه و براساس گواهی آن مرکز.
5ـ دانش‌آموزان مددجوی خارجی بی‌سرپرست که در مراکز بهزیستی زندگی می‌کنند (با گواهی مرکز بهزیستی).
6ـ فرزندان خانواده‌هایی که سرپرست آنها دانشجوی بورسیه است، براساس گواهی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی.
7ـ دانش‌آموزانی که بنا به گواهی اداره اتباع و مهاجرین خارجی و یا پلیس مهاجرت و گذرنامه، مادر سرپرست خانواده، بی‌بضاعت باشند.

* استثنا در ثبت ‌نام دانش‌آموزان افغانستانی در هنرستان های شاخه فنی و حرفه‌ای، کار دانش و شبانه‌روزی

1ـ اعضای درجه اول خانواده شهدا و جانبازان با گواهی بنیاد شهید و امور ایثارگران
2ـ فرزندان زنان ایرانی مزدوج با اتباع افغانستانی دارای پروانه زناشویی و اقامت معتبر براساس گواهی اداره‌کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری‌ها
3ـ فرزندان طلاب و روحانیون دارای گذرنامه با پروانه اقامت معتبر، شاغل به تحصیل در جامعة المصطفی (ص) العالمیه براساس گواهی آن مرکز
4ـ دانش‌آموزانی که از رشته‌های متوسطه در هدایت تحصیلی فقط شرایط احراز ورود به شاخه کاردانش را کسب کردند می‌توانند با استناد از مفاد ماده 7 ـ 111 در رشته‌های متوسطه نظری یا هنرستان‌های کاردانش ثبت‌نام کرده و ادامه تحصیل دهند.

*فعالیت مدارس خودگردان افغانستانی فاقد وجاهت قانونی است

در تمام فعالیت‌های آموزشی و پرورشی در درون مدارس اعم از برگزاری اردوها و مسابقات و فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی و اجرای دوره‌های آموزش خانواده، دانش‌آموزان اتباع خارجی با دانش‌آموزان ایرانی دارای شرایطی یکسان و مساوی بوده و تأکید می‌شود در تعلیم و تربیت دانش‌آ‌موزان در درون یک مدرسه هیچ تفاوتی در لحاظ امور آموزشی، تربیتی و اجتماعی و فرهنگی نباید رؤیت شود.

فعالیت مدارس خودگردان افغانستانی فاقد وجاهت قانونی بوده و مدارک تحصیلی صادرشده از سوی این قبیل مدارس برای ادامه تحصیل معتبر نیست.

شرکت تمام دانش‌آموزان اتباع خارجی مقیم جمهوری اسلامی ایران در مسابقات رسمی فرهنگی، ورزشی و مسابقات علمی (المپیادها) اعم از داخلی و بین‌المللی منوط به نظر و تصویب وزارت آموزش و پرورش است.

برای تأیید صدور مدارک تحصیلی برای دانش‌آموزانی که قصد خروج از کشور را دارند، پس از تأیید مدارک تحصیلی توسط واحد آموزشی، اداره آموزش و پرورش منطقه مربوطه و پس از تأیید توسط اداره‌کل آموزش و پرورش استان، به نمایندگی‌های وزارت امورخارجه مستقر، استان‌ها و یا اداره سجلات وزارت امور خارجه به منظور تأیید نهایی مراجعه شود.

 منبع: تابناک




نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : گلشهر، ثبت نام، مدرک، اتباع، مدارس،
لینک های مرتبط :


وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان افغانستان اعلام کرده که هیئت های کارشناسی افغانستان و ایران از دیروز جمعه ۱۳ شهریور/سنبله در کابل بررسی طرح ثبت نام افغان‌های فاقد مدرک اقامت در ایران را آغاز کرده‌اند.

در خبرنامه این وزارت آمده است که هیئت افغانستان را سیدحسین عالمی بلخی، وزیر امور مهاجرین و عودت کنندگان و هیئت ایران را حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی-انتظامی وزیر کشور ایران رهبری می‌کند.

اسلام الدین جرئت، مسئول مطبوعاتی وزارت امور مهاجرین افغانستان نیز به بی‌بی‌سی گفت که اکنون مشکل عمده برای افغانستان و ایران، مهاجرین فاقد مدرک اقامت قانونی در ایران هستند که هر دو طرف تلاش دارند حضور این افراد قانونمند شود.

او افزود که برای این کار دو کشور طرح‌های خود را ارائه و نشست مقدماتی در کابل برگزار شده و نشست بعدی تا دو هفته دیگر در تهران برگزار می شود و قرار است که طرح جامع برای حل این مشکل تا چهار هفته دیگر از سوی دو کشور ارائه شود.

آقای جرئت تاکید کرد که برای حل این مشکل اکنون موضوع صدور کارت آمایش برای مهاجران فاقد مدرک از سوی ایران یا صدور گذرنامه از سوی افغانستان و دادن ویزا از طرف ایران مطرح است.

در خبرنامه وزارت مهاجرین افغانستان آمده که در نشست مقدماتی، ثبت نام و توزیع کارت‌های مهاجرت برای افغانهای فاقد مدرک در ایران، صدور مجوز تردد برای مهاجران افغان مقیم ایران بدون ابطال اقامت آنان، ثبت نام کودکان افغان در مدارس ایران، ثبت نام مجدد افغان‌هایی که از طرح آمایش بازمانده‌اند، تسهیل صدرو ویزا، تمدید ویزا برای سه ماه و شریک ساختن اطلاعات و آمار مهاجران افغان از خواست‌های عمده افغانستان بیان شده‌است.

طرف ایران نیز از تردد مرزی افغانها به صورت غیر قانونی به ایران ابراز نگرانی کرده و همچنین خواستار مهیا شدن زمینه بازگشت داوطلبانه مهاجران افغان به کشور خود شده‌است.

وزارت امور مهاجرین افزوده که دولت های افغانستان و ایران چندی قبل در رابطه به قانونمند شدن افغانهای فاقد مدرک مقیم ایران و ارائه یک طرح مشترک در این زمینه تفاهمنامه دوجانبه را به امضا رساندند که کار عملی بر سر تدوین این طرح مشترک اکنون آغاز شده‌است.

براساس اعلام وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان افغانستان اکنون بیشتر از دو میلیون مهاجر افغان در ایران زندگی می‌کنند که ۱ میلیون و 400 هزار تن از آنها فاقد اسناد قانونی مهاجرت هستند.

منبع : bbc





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : گلشهر، آمایش، مهاجر، مدرک،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 شهریور 1394 :: نویسنده : آخوندزاده
گلشهر

آنگلا مرکل
کودکانمان را با خبر خواهیم ساخت که پناهجویان و آوارگان سوریه و عراق به ما پناه آوردن در حالیکه مکه به آنها نزدیکتر بود !!!

-----------------

پ .ن : چند روز است خبر بد می شنوم. بی بی سی یکی در میان از پناهجویان عراقی، افغانی و سوریه گزارش می کند.

پ. ن: هفتاد و چند نفر در کامیونی در مسیر خوشبختی جان دادند. اتریشی ها برایشان شمع روشن کردند.  

پ.ن: اتحادیه اروپا نمی داند چطور بحران مهاجران غیر قانونی را حل کند!

پ. ن: المانی ها بر علیه مهاجران و پناهجویان اعتراض کردند. خانم مرکل با گفتن جمله مذکور یاداوری کردند خیلی از واقعیت های فراموش شده در جهان اسلام را.

پ. ن: بدا به حال ما!

پ. ن: عکس: .....





نوع مطلب : اخبار، سیاسی، 
برچسب ها : گلشهر، بحران پناهندگان در اروپا، انگلا مرکل، پناهندگان در المان، مهاجران سوری، مهاجران غیر قانونی،
لینک های مرتبط :


طبق مجله  اکونومیست در حال حاضر شهرهای استرالیایی و کانادایی در رده های بالای جدول بهترین شهرهای جهان برای زندگی قرار دارند.
در ارزیابی امسال اکونومیست صد و چهل شهر جهان ارزیابی شده اند. ملبورن استرالیا در رده اول قرار دارد و بعد از آن وین اتریش قرار دارد و در رده های بعدی ونکوور و تورنتو کانادا و در رده پنجم کالیاری کانادا و آدلاید استرالیا با هم قرار دارد.
گفتنی است که این برای پنجمین سال متوالی است که ملبورن بعنوان بهترین شهر برای زندگی توسط اکونومیست انتخاب میشود.  شهرهای لندن و نیویورک بعلت تراکم زیاد جمعیت در این لیست پیشرفتی ندارند. در رده دهم این جدول شهرهای زوریخ سوییس و هلسینکی فینلند با هم قرار دارند.



نوع مطلب : اخبار، فرهنگی، 
برچسب ها : اکونومیست، ملبورن استرالیا، کانادا، بهترین شهر برای زندگی،
لینک های مرتبط :


به گزارش اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور ، صدور معرفی نامه تحصیلی از صبح روز دوشنبه مورخ 12/5/94 در محل هایی که از سوی دفاتر امور اتباع  و مهاجرین خارجی استان های محل سکونت اعلام می گردد آغاز می شود.

نحوه ثبت نام و دریافت معرفی نامه به شرح ذیل تعیین می گردد:

1-      حسب برنامه ریزی انجام شده فرآیند اداری اجرایی در 2 مرحله مجزا طراحی شده است: 1- مرحله نوبت دهی که طی آن خانوارها بر اساس ظرفیت معینی به دفاتر معینی که توسط دفاتر اتباع استانها اعلام میگردد،در روز های تعیین شده نوبت دهی میشوند. 2- مرحله ثبت نام در دفتر کفالت وصدور برگه معرفی نامه تحصیلی (نشانی مراکز تعیین شده ویادفاتر کفالت در هر استان برای نوبت دهی از طریق اداره کل امور اتباع ومهاجرین خارجی هر استان اعلام میگردد)

2-      دفاتر کفالت،موظفند فرآیند ثبت نام را در عرض 5 روز کاری واز صبح روز دوشنبه 12/5/94 آغاز ودر ساعت 14 روز جمعه 16/5/94 پایان دهند

3-      در فرایند ثبت نام صرفاً خانوارهای فاقد مدرک قانونی یا دارای مدارک فاقد اعتباری که دارای فرزند یا فرزندان در سن تحصیل بین 7 الی 18 سال هستند می توانند شرکت نمایند.

4-      طرح ثبت نام از دانش آموزان فاقد مدرک صرفاً برای این گروه برنامه ریزی شده است. و دولت جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه برنامه ای برای شناسایی و ثبت نام از اتباع افغانی مرتکب ورود و اقامت غیرقانونی ندارد.

5-      در طول مدت نوبت دهی که از مورخ 12 الی 16 مرداد ادامه دارد، صرفا ولی دانش آموز شامل پدر یا مادر با در دست داشتن سه قطعه عکس خود و 3 قطعه عکس برای فرزند یا فرزندان در سن تحصیل 7 الی 18 سال خانوار به نشانی هایی که توسط اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری اعلام می شود مراجعه نماید. لازم است تاکید شود که در مرحله نوبت دهی به هیچ وجه دانش آموز به همراه ولی نباید به مرکز آورده شود . برای امر نوبت دهی هیچ هزینه ای از مراجعین دریافت نخواهد شد.

6-      در مرحله نوبت دهی علاوه بر برگه تعیین نوبت مراجعه به دفتر کفالت ، برگه معرفی دانش آموز به مرکز بهداشتی نیز انجام می گردد. انجام واکسیناسیون و معاینات پزشکی جزئی از فرایند ثبت نام به شمار می آید و لازم است حتما دانش آموز برای طی مراحل بررسی وضعیت سلامت در اسرع وقت به مرکز بهداشتی تعیین شده در برگه مراجعه نماید. صدور معرفی نامه بهداشتی و انجام واکسیناسیون رایگان است. لیکن چنانچه انجام آزمایشات پزشکی از سوی مرکز بهداشت به پزشکان طرف قرارداد ارجاع داده شود، بابت معاینه مبلغ 150.000 ریال باید پرداخت شود.

7-      در مرحله ثبت نام که طی آن باید به دفتر کفالت تعیین شده مراجعه گردد، حضور دانش آموز به همراه ولی و ارائه برگه نوبت دهی الزامی است، در غیر اینصورت ثبت نام انجام نخواهد شد.

8-      پس از ثبت نام برای دانش آموز برگه معرفی نامه تحصیلی صادر می گردد و دفتر گفالت صرفاً فقط مجاز است مبلغ 40.000 ریال بابت امور اداری مربوطه دریافت نماید.

9-      طرح صرفاً صدور معرفی نامه تحصیلی برای تحصیل دانش آموزان فاقد مدرک در سال تحصیلی 94-95 میباشد و به هیچ وجه مدرکی برای ولی دانش آموز و سایر اعضاء خانوار وی صادر نخواهد شد.

10-   ادارات کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانها ، نظارت بر نوبت دهی و صدور معرفی نامه های تحصیلی و بهداشتی را عهده دار میباشند.

منبع: اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : افغانی، دانش آموز، فاقد مدرک، اداره اتباع،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 13 مرداد 1394 :: نویسنده : آخوندزاده

   

دنیا چه زیبا می شود وقتی تبسم می کنی

پیر و جوان شهر را در ارزو گم می کنی

------------------------------

پ. ن: این شعر را اقای عارف جعفری در برنامه " خندوانه" زمزمه کرد. (لن یحتمل دیدید و شنیدید)

پ .ن: به مناسبت حضور فوج فوج هموطنان از جمله اساتید، نخبگان، شاعران، هنرمندان،  مردم عادی و غیرعادی در برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی عزیز ایران.

پ.ن: و همچنین به مناسبت دیدار ایت الله فیاض (دام‌ ظله) با مرد هسته ای ایران دکتر جواد ظریف

پ.ن : پارانوید یا به اصطلاح بدبینی یا سوء ظن نام مرض خطرناکی است که می تواند کانون گرم خانواده را از هم بپاشاند.

پ. ن: عذرخواهی به دلیل جمله بندی های نامناسب و نامتناسب.  بخش هایی از مغزم در نیم کره چپ نزدیکای لب پیشانی به درستی کار نمی کنند، بگذارید به حساب شوکه شدن از ما وقع !





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : رهبر انقلاب، حضور مهاجرن در ایران، عارف جعفری، سرور رجایی، کاظم کاظمی، خندونه، ماه عسل،
لینک های مرتبط :


دو روز قبل چهارده ژوئیه توافق هسته ای بین ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک به نتیجه رسید. در مذاکرات بین کشورهای آمریکا، روسیه، بریتانیا، چین، فرانسه، ژرمنی بعد از سه هفته کش و قوس بر سر مواد توافقنامه هسته ای ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک سرانجام در چهارده ژوئیه در وین اتریش توافقنامه ای بین این کشورها حاصل شد. پس ازرسیدن به این توافقنامه محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران توافقنامه را با واژگان پیروزی پیروزی توصیف کرد. وزیر خارجه اتحادیه اروپا فدریکا موگهرینی هم در مورد این توافقنامه گفته است که این نه تنها یک توافقنامه بلکه یک توافقنامه خوب است. در این توافقنامه آمده است که تحریمات علیه ایران را از ابتدای سال آینده برخواهند داشت. البته تحریمات تسلیحاتی ایران پنج سال دیگر و تحریمات سازمان ملل علیه موشکهای بالستیک ایران هشت سال دیگر ادامه خواهد داشت. در مقابل ایران گفته است که هیأت بازرسی تسلیحات میتوانند ظرف بیست و چهار روزبرای بازرسی بیایند و در صورت لغو و عدم رعایت توافقات میتوان ظرف شصت روز تحریمات را دوباره بحالت اجرا درآورد.

 





نوع مطلب : اخبار، سیاسی، 
برچسب ها : ایران، پنج بعلاوه یک، توافق هسته ای، تحریم،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب