درباره وبلاگ


گویند که «امید و چه نومید!» ندانند
من مرثیه‌گوی وطن مرده‌ی خویشم


مدیر وبلاگ : آخوندزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کلمه امروز:

تماس با ما
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پاسی از نیمه شب گذشته بود و پر هیجانترین دربی سال در شرف شروع شدن بود.همه چیز آماده و مهیا بود. یک میلیارد یورو بازیکن در دو تیم روبروی هم صف آرایی کرده بودند و ورزشگاه نیوکمپ هم نود و هشت هزار تماشاچی در خود جای داده بود و همه شروع پرهیجانترین دربی سال را انتظار می کشیدند. بازی که شروع شد در چند دقیقه ابتدایی هیجان و حساسیت بازی در میان بازیکنان آشکارا نمایان بود ولی بعد از سپری شدن این چند دقیقه, بازی شکل و فرم اصلی خود را گرفت.

 بازیکنان ریال مادرید سعی داشتند که با در اختیار گرفتن میانه زمین ابتکار عمل را در بازی بدست بگیرند که البته در این مهم هم موفق شده بودند. اما در دقیقه نوزدهم بازی بود که با یک ارسال دقیق مسی بازیکن نه چندان ناآشنای بارسلونا با ضربه سر گل اول را زد. در این حین او که بخاطر حساسیت بازی نفس خودش را حبس کرده بود با این گل و بخاطر اینکه پاس گل را مسی فرستاده بود چنان ذوق زده و خوشحال شد که با صدای بلند دمت گرم گفت و بعد شروع به دست زدن کرد. این حرکات و هیجان وارده باعث شد که از خواب پریده و متوجه شود که افراد نشسته روبروی او در مترو با نگاهی عجیب او سرزنش کنند و یکی هم گفت که حالا درست است که میخواهی شاد باشی ولی خوب خواهشا رعایت حال اطرافیان را هم داشته باش. روی صندلی بگوشه ای خزید. میخواست که جواب طرف را با این شعر حافظ که دوش رفتم به در میکده خواب آلوده خرقه تر ودامن و سجاده شراب آلوده بدهد ولی خوب این بیت که در اینجا کاربرد نداشت بی خیال جواب شد و در گوشه ای کز کرد.

 تا رسیدن به مقصد راه زیادی مانده بود. میخواست که در این بین کمی لغت انگلیسی حذف کند. موبایلش را که چالان کرد خودکار در ابتدا سراغ فیس بوک رفت. درلابلای اهم خبرها علی ساقی برنده امسال ستاره افغان شده بود.  با دیدن این خبر اولین چیزی که به ذهنش خطور کرد این بود که دنیا عوض شده است و همگام آن وسیله و شیوه تعامل و گفتگوو تبادل نظر بین اقشار مختلف جامعه هم عوض شده است. از این میان میتوان به موسیقی اشاره کرد. مردم با زبان موسیقی با هم تبادل نظر میکنند و تاثیر میگذارند و تاثیر می پذیرند. با زبان موسیقی میتوان بسیار آسانتر و راحت تر با اقوام و مردمان دیگر ارتباط برقرار کرد. بسیار خوشحال و خرسند از اینکه در افغانستان هم  به استفاده از المنتهایی مانند موسیقی گرویده شده است او هم پیروزی و افتخارآفرینی علی ساقی را در ستاره افغان امسال تبرک گفت.




نوع مطلب : اخبار، فرهنگی، 
برچسب ها : علی سافی، ستاره افغان، ال کلاسیکو، موسیقی،
لینک های مرتبط :


جمعه 29 اسفند 1393 :: نویسنده : روح الله آخوندزاده

پنجشنبه بود. مثل همیشه کمی زودتر کار را تعطیل کردم، لباس کردم و عازم خانه شدم. علیرغم اینکه معمولا عصر پنجشنبه ها محل بروز خستگی ناشی از کل هفته بود، اما این پنجشنبه ی آخر سال کمی عجیب به نظر می رسید. نه خسته بودم  و نه خُلقم تنگ بود، سرشار از انرژی و لبریز ازحوصله برای رسیدن به خانه لحظه شماری میکردم. نمیدانم چه مرگم شده بود؟! بیشتر از همیشه دلتنگ خانه بودم،  دلتنگ مادر و خواهرانم ،دلم برای چایی های معصومه1 و آن صورت معصومش لک زده بود حال آنکه هنوز طعم چای صبحش زیر زبانم بود. از طرفی ذهنم بصورت لا یدرک العقولی فارغ از دغدغه های کاری بود،گویی برای همیشه بازنشست شده بودم، راحت تر بگویم در طول دوران کارگری ام هیچ پنجشنبه ای را اینگونه از کار تا خانه نیامده بودم.

سر کوچه که رسیدم، با خودم گفتم این شب عیدی بد نیست یک دستی هم به سر و صورتم بکشم. به پیرایشگاه محله مان که چند سالی بود هم را میشناختیم وارد شدم. سلام کردم اما جوابی نشنیدم، طرف آنقدر سرد و خشک برخورد کرد انگار مرا نمی شناخت من هم بیخیال احوالپرسی شدم . این دوست پیرایشگر ما همانطور که خرده مو ها را با تکه ابری از پس گردن مشتری اش برمیداشت، پرسید: وقت قبلی داری؟ حیرت زده گفتم نه، در جواب سری تکان داد و عذرم را خواست.معادلات کم کم داشتند پیچیده می شدند،چون این بنده ی خدا هیچوقت از من وقت قبلی نمیخواست، اصلا آنقدر مشتری نداشت که کار به وقت قبلی برسد. خلاصه جوری  دَک شدم که خودم هم نفهمیدم . فقط دیدم با موها و صورتی اصلاح نشده بیرون مغازه ایستاده ام . فی الواقع فقط این من نبودم که زیاد حالش خوش نبود. حال دوست پیرایشگرمان هم تعریفی نداشت. بیخیال پیرایشگاه و راهی خانه شدم.

کلید را انداختم، در را باز کردم، وارد خانه شدم. خانه بیش از حد سوت و کور بود، نه صدای سوتِ زودپزی به گوش میرسید و نه صدای لرزش استکان های چای، روی سینی. حدس زدم مادر و بقیه برای خرید عید بیرون رفته باشند. خودم کمی چای دم کردم ، آبگرمکن را هم روشن کردم تا بعد از خوردن چای، دوشی بگیرم.بعد از خوردن چای خود را زیر دوش یافتم، آب به طور محیرالعقولی سرد بود، آری  سوپرایزی دیگر، اما این بار از جانب آبگرمکن . بعد از حمام، پتویی روی دوشم انداخته و کنار بخاری نشسته به ساعت زُل زده بودم، منتظر مادر و بقیه بودم که خواب چشمانم را ربود.

صبح فردا از خواب  بیدار شدم،بنظر زود میامد و گمان بردم که بقیه هنوز خواب باشند.کمی سرم گیج میرفت.بلند شدم آبی به دست و صورتم زدم بلکه حالم بهتر شود، اما فایده ای نداشت. بی اعتنا به سرگیجه ام برای یافتن چیزی برای خوردن بسمت یخچال رفتم، درش را که باز کردم دیدم جز چند دیس خرما که سلفونی روی آنها کشیده شده بود چیزِ دیگری نیست، خبری هم از شیرینی و بُسراق عید امسال نبود، هنوز این قضیه را هضم نکرده بودم که صدای باز شدن در حیاط را شنیدم، علی الظاهر مادر و خواهرانم میخواستند جایی بروند صدای نامفهوم گفت و بحث مادر و خواهرانم به گوش میرسید، اشتباه نکنم بدنبال ایستگاه اتوبوسهای بهشت رضا بودند. تلاش کردم خودم را به دمِ در و به آنها برسانم، اما این بار این سرم بود که بازی درآورده بود.سرگیجه ام داشت لحظه به لحظه بدتر میشد،بطوریکه قبل از اینکه به در برسم نقش زمین شدم. وقتی به هوش آمدم... تنم بوی گلاب می داد و نمناک بود از اشک مادر و خواهرانم.

یاد شهدای سوریه (بالاخص تیپ فاطمیون)  گرامی باد. 

-------------------------------            

1- معصومه: کوچکترین خواهر شهید



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، فرهنگی، مذهبی، 
برچسب ها : سال نو، شهید، فاطمیون،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 اسفند 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا
اذ الشمس الکورت و اذالنجوم الکدرت

صدای شیخ عبدالباسط از همان دوران کودکی برایش دلنشین بود، از همان زمانیکه خودش تلاوت قرآن را تمرین میکرد. لبخند ملیحی بر لب داشت و چهره اش بگونه ای در قاب عکس نورانی مینمود. 

در زیر قاب عکس، ظرفی از خرما گذاشته شده بود . خرمایی برداشت و در دهان گذاشت. 

صبح خیلی زود که هوا خنکتر بود بیدار شده بود و برای ورزش و نرمش براه افتاده بود. هوا هنوز گرگ و میش بود و در کوچه پس کوچه های شهر کسی نبود. افتان و خیزان شروع کرد به دویدن تا که بدنش گرم شود. در هوای خنک بامدادی بوی زغال سنگ نانوایی ها را میشد احساس کرد.

در راه برگشت از نرمش صبحگاهی به سفارش هم اتاقی اش نان گرم میگرفت و صبحانه اش به نان گرم و چای شیرین خلاصه میشد. البته فقط روزهای یکشنبه برای تنوع از سوپر مارکت نزدیک خانه نان باگت گرم و تازه میخرید.

گرمای سوزان و خشک تابستان در نیمه روز به اوج خودش میرسید. او که دو سه ساعتی را در این هوای گرم  پیاده روی کرده بود برای رفع تشنگی آب کشمشی از سرگاری خرید. آب کشمش بسیار گوارا مینمود و شیرینی تراوش شده از کشمش ها و سرد بودن نوشیدنی بر گوارایی و خوشمزگی آن می افزود. مقداری میوه و سبزیجات ازسر گاریها برای نهار خرید و با کمی عجله به سمت خانه در حرکت شد.

میخواست که نماز ظهر را با شرکت در نماز جمعه بخواند. بلافاصله بعد از رسیدن به اتاق وضو گرفته و بعد از تعویض لباس به سمت امام باره درحرکت بود. 

از اتاقشان تا محل برگزاری نماز جمعه راه زیادی نبود. با شتاب هر چه بیشتر دربین جمعیت پیش میرفت. دربین صفوف نمازگذاران هم اتاقی ش را دید. او با دست اشاره کرد که بیاید آنجا.

در حالی كه دستش را سایه بان چشمانش كرده بود و به سمت صفوف نمازگزاران می نگریست و فکر میکرد که چگونه از میان جمعیت پهلوی دوستش برود.  در یک لحظه صدای مهیبی را شنید و بعد برقی سفید. زمین زیر پاهایش لرزید.نیرویی  قدرتمند صندل هایش رااز پایش در آورد و بلندش كرد. حالا داشت پرواز می كرد ،پیچ وتاب میخورد ودر هوا می چرخید،لحظه ای آسمان در دیدش بود و لحظه ای دیگر زمین،دوباره آسمان و دوباره زمین.چیزی را که می شنید صدای ناله و جیغ و داد جمعیت بود. سپس به دیوار خورد و با بازوانش بر زمین افتاد . آخرین چیزی كه دید چیزی بود كه نزدیك او بر زمین می افتاد. چیزی خون آلود که به محض افتادن بر زمین خون از میان آن مانند شلنگ پر فشار به بیرون می جهید.






نوع مطلب : اخبار، سیاسی، 
برچسب ها : شهید، کشتار شیعیان، پاکستان، امام باره، نماز جمعه،
لینک های مرتبط :


نیکولاس هیسم، نماینده ویژه سازمان ملل در افغانستان در جلسه شورای امنیت این سازمان گفت: "ارزیابی ما نشان می‌دهد که حضور این گروه (داعش) در افغانستان نگران کننده است، اما اهمیت داعش در افغانستان مربوط به توانایی‌های ذاتی آن در این کشور نیست، بلکه این ظرفیت داعش در گرد‌آوری گروه‌های انفرادی شورشی زیر یک چتر است که نگرانی بیشتری ایجاد می کند."

آقای هیسم، که گزارش چهارماهه بانکی مون دبیرکل سازمان ملل در مورد افغانستان را به شورای امنیت ارائه می‌کرد، گفت: "نشانه‌ای از حمایت گسترده و سیستماتیک از داعش در افغانستان دیده نمی‌شود."

در گزارش دبیرکل سازمان ملل آمده که شماری از فرماندهان طالبان وفاداری خود را به داعش اعلام کرده اند و تعداد فزاینده‌ دیگری از آنها نیز در تلاش کسب حمایت مالی و همکاری با داعش هستند.

دیروز مقام‌های افغانستان اعلام کردند که حفیظ وحیدی رهبر گروه داعش در افغانستان، همراه با ۹ پیکارجوی دیگر در یک حمله موشکی در ولایت هلمند کشته شده‌اند.

یک ماه پیش، ملا عبدالرئوف، فردی‌که به عنوان معاون این گروه در افغانستان معرفی شده بود، در یک عملیات نظامی کشته شد.

نماینده ویژه سازمان ملل برای افغانستان در مورد روند صلح در این کشور گفت: "شرایط مناسبی به وجود آمده که می‌تواند منجر به پیشرف گفت‌وگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان شود."

سازمان ملل همچنین در گزارش خود، سال ۲۰۱۴ را پس از ۲۰۱۱ خونین ترین سال از زمان سقوط طالبان در ۲۰۰۱ خواند که در طول آن، ۳۶۹۹ غیرنظامی کشته شدند.

آقای هیسم گفت که سازمان ملل "گفت‌وگو صریح خود با طالبان را در مورد دسترسی به کمک‌های انسان‌دوستانه و حقوق بشری ادامه می‌دهد."

ماموریت هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) برای یک سال دیگر تمدید شده است، اما نیکولاس هیسم امروز گفت که با توجه به تغییرات به وجود آمده در افغانستان و آغاز "دهه تحول" در این کشور، تمامی فعالیت‌های سازمان ملل در افغانستان بررسی می‌شود.

منبع: BBC





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : داعش، افغانستان، سازمان ملل، داعش در افغانستان،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 اسفند 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا




نوع مطلب : اخبار، سیاسی، 
برچسب ها : داعش، پست بازرسی، افراط گرایی،
لینک های مرتبط :


به اطلاع اتباع افغانستانی دارنده کارتهای آمایش 9 می رساند اعتبار این کارتها تا 1393/12/29 تمدید گردیده است و نیازی به مراجعه حضوری به اداره کل اتباع نمی باشد.

ضمنا کارتهای اشتغال دارندگان آمایش9 از تاریخ 1393/10/15 تا 1393/12/29 در دفاتر کفالت تمدید می گردد.


روابط عمومی و اطلاع رسانی اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی


منبع :
 پرتال اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : آمایش، تمدید، افغانستان، اتباع،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 بهمن 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا

بعد از اینکه تهیه گزارش وحضور در مراسم نهایی بفتا را از دست داده بود، میخواست هر طور که شده گزارش مراسم موسیقی گِرَمی را از دست ندهد. وقت زیادی نداشت، بالاخره با کلی زد و بند و پرداخت پول زیاد توانسته بود که بلیطی را برای وقت مناسب تهیه کند. پرواز از لندن تا لس آنجلس طولانی، بیش از دوازده ساعت، بود. اما کارهای بسیاری، جمع آوری اطلاعات در مورد سوژه ها، مهمان های ویژه، طرح ریزی چوکات کلی گزارش، داشت که میتوانست در طول پرواز انجام دهد. 

ساعت هفت به بعد به مقصد میرسیدند. با دوست دوران دبیرستانش رضا  که مدتها بود ساکن لس آنجلس بود هماهنگ کرده بود که بخاطر بزرگی شهر و ذیق وقت به مراسم برسد. وقتی که به مقصد رسیدند هوا تاریک شده بود. حسابی خسته و کوفته شده بود ولی خوب لااقل توانسته بود پلان گزارش فردا را روبراه کند. 

در فرودگاه لس آنجلس همان که چشمش به رضا افتاد شناختش، فرق چندانی نکرده بود فقط کمی ثپل تر شده بود. بعد از خوش و بش و سلام و احوالپرسی با ماشین رضا که یک کادیلاک تقریباً نو بود بسمت خود شهر حرکت کردند. در راه رضا گلایه میکرد که به ما سر نمیرنی و وقتی هم سر میزنی برای  گزارش  گِرَمی   آمده ا ی. کار و کاسبی رضا حسابی  در لس آنجلس گرفته بود و زندگیش روبراه بود.خانه ای تقریباً بزرگ با خانواده و سه تا بچه. از همون دوران دبیرستان هم کوشا و توانمند بود. 

قبل از ظهر فردا بسمت محل برگزاری مراسم گِرَمی که تا وست وود راه  نسبتا زیادی نبود حرکت کرد. روز بسیار طولانی و فشرده ای بود و شب هنگامیکه برترین آهنگ سال را معرفی کردند و بالاخره سام اسمیت با جمع آوری چهار گرمی ستاره مراسم امسال شد. وقتی که سام اسمیت شروع کرد به اجرای آهنگ خود با عنوان با من بمان بعضی ها با زمزمه آرام او را همراهی میکردند و بعضی ها هم با مرور اشعار آهنگ به یاد خاطره ای می افتادند. وقتی  آهنگ برتر سال تمام شد و او بخودش آمد متوجه شد که چشمان خیلی های دیگر هم مانند او غرق در اشک شده اند. 

یاد و خاطره شهدای افشار گرامی باد!

دوازده فوریه ۲۰۱۵





نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، 
برچسب ها : مراسم موسیقی گِرَمی، فستیوال بفتا، لس آنجلس، شهدای افشار،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 بهمن 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا




نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : فعالیت بدنی، ورزش، سلامتی، اثرات ورزش، پیاده روی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 بهمن 1393 :: نویسنده : سحر. آ
گلشهر حقوق بشر

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» اند. آزاد و برابر زیستن حقیقتی است که در بعضی از جوامع امروز چندان به واقعیت نرسیده است. هضم و درک و باور این حقیقت ظرفیت بالایی می طلبد که به ندرت درجوامع کنونی، بالاخص جامعه ما پیدا می شود. البته خیلی هم جای گله و شکایت باقی نیست، زیرا جامعه ایی که توانایی برآوردن نیازهای اولیه انسانی من جمله زیستی، امنیتی و اجتماعی را ندارد، خواه ناخواه فرصت خود شکوفایی، فهم ارزشها و بودن آنکه می توان بود را از مردم خود می گیرد. البته نباید انسانهای توانایی را که با تمام کمبود ها طبقه های اول هرم را پیموده اند و به درک این ارزشها نایل شده اند را نادیده گرفت. شاید یکی از فلسفه های ثقیل الهضم بودن برابری در این باشد که در جامعه ی ما بیگانه، بد وگاها دشمن یعنی کسی که هم نژاد و هم زبان و هم مذهب ما نیست و بیگانه ودشمن را برابرِ خود دانستن هم مسلما معقول به نظرنمی رسد. و یا شاید هم مردم برای جبران خلاعزت نفس، متوسل به برتر جلوه دادن نژاد ومذهب شان می شوند و یا اینکه هویتی که در سایه ی تعصب به نژاد و مذهب به دست می آورند لازم تر از برابری است.

به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد. به نظر می رسد که خواندن این عبارت یا لبخند تلخی را بر لب مهاجر افغان می نشاند و یا عبارت زهی خیال باطل را به یاد او می آورد. شاید به این دلیل که تمایزی که آنها به خاطر وضعیت مملکت خود حس می کنند همیشه و همه جا با آنهاست به طوری که بسیاری خودشان هم باورشان شده که متمایزند. البته در جایی که قوانین و تبصره های فراوانی برای تمایزمهاجران از انصار وجود دارد حس نکردن آن و یا حس کردن و نادیده گرفتنش سخت می نماید، هر چند که به نظرمیرسد انصار همیشه دلایل محکمه پسندی برای تصویب این قوانین در نظر میگیرند. البته همیشه سپاسگزار انصارانی که اموال و خانه هایشان را با مهاجران تقسیم میکنند و آنها را برادر می خوانند هستیم.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : گلشهر، حقوق بشر، حقوق بشر در افغانستان، مبانی حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر،
لینک های مرتبط :


نمایشگاه گروهی عکاسان افغانستان به همت انجمن عکاسی نوآوران افغانستان و با همکاری موسسه فرهنگی اکو در تهران برگزار می شود. این نمایشگاه با عنوان " افغانستان کشور من، دنیا خانه من" با شرکت 51 عکاس در قالب 75 اثر بهمن ماه امسال (1393) در تهران برگزار خواهد شد.

انجمن عکاسی نوآوران افغانستان








نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : گلشهر، موسسه اکو، انجمن عکاسی افغانستان، مرتضی حیدری، عکس افغانستان،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 دی 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا
پلخمان (فلاخن) بعنوان سلاحی سرد در تمام دنیا شناخته شده است.


در جنگهای داخلی مثلا جنگ داخلی سوریه تصویر بالا و درگیریها ی داخلی اوکراین تصویرپایین  از این سلاح استفاده بسیار شده است.


                                

 در زیر مقایسه ای هم بین این سلاح و کلاشینکف شده است.



پلخمان

 

کلاشینکف

سرعت اولیه گلوله در بهترین حالت150 متر بر ثانیه

سرعت اولیه گلوله تقریبا 750 متر بر ثانیه

کالیبر قابل تغییر

کالیبر ۷٫۶۲ میلی متر

نواخت تیر علمی10 تیر در دقیقه

نواخت تیر علمی    550 الی 600 تیر در دقیقه

برد مفید   20 تا 40 متر

برد مفید    800 تا 1000 متر

وزن چندین صد گرم

وزن تقریبا چهارونیم کیلوگرم


منبع: رویترز




نوع مطلب : اخبار، سیاسی، متفرقه، 
برچسب ها : پلخمان، سلاح سرد، جنگهای داخلی، جنگ سوریه، کلاشینکف،
لینک های مرتبط :


حقوق بشر در افغانستان

گر چه بیش از نیم قرن از تصویب اعلامیه حقوق بشر می گذرد گویا در اکثر نقاط  دنیا بشر از اجرای حقوقی که خودش به تصویب رسانده عاجز مانده است. بی شک یکی از کشورهایی که نقض حقوق بشر درآن بیداد می کند افغانستان است. این نوشته سعی بر این دارد تا برکیفیت اجرای ماده اول اعلامیه حقوق بشردر افغانستان تاملی داشته باشد.

طبق ماده اول،تمام ابنای بشر آزاد زاده شده ودر حرمت وحقوق با هم برابرند.عقلانیت ووجدان به آنها ارزانی شده ولازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتارکنند.

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده ودر حرمت وحقوق با هم برابرند،عبارت اول به نظر می رسد که در حال حاضر جامعه افغانستان را در بر نمی گیرد. واما در مورد عبارت دوم،اینکه آیا حقوقی هم برای بشر قایل شده اند تا درآن برابرباشند بماند وازاینکه آیا حرمت درجامعه ایی مثل افغانستان معنایی هم دارد هم بگذریم،سوال اینجاست که چرا تمام افراد جامعه دربرابرهمان چند درصد حقوق موجود یکسان نیستند و یا چرا زنان وکودکان نیمه بشر به حساب آمده اند؟

عقلانیت ووجدان به آنها ارزانی شده،به نظرمی رسد نبود دانش کافی مانع از فعال شدن کامل عقلانیت بالقوه مردم شده وقسمتی از وجدان مردم هم به علت مشکلات انبوه اعم از اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی به خواب رفته است.

لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتارکنند،اگر چه برادرنه رفتارکردن در افغانستان با وجود تعصبات مذهبی و قومی بی جا نیرویی بس عظیم می طلبد، اما دور از انتظارهم نیست که اگر به مردم مظلوم افغانستان هم کمی امنیت، دانش ورفاه اجتماعی داده شود حس خوب برادری را برکینه ونزاع همیشگی ترجیح دهند.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : گلشهر، حقوق بشر در افغانستان، نقض حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر،
لینک های مرتبط :


شنبه 13 دی 1393 :: نویسنده : آخوندزاده

در هفته اخیر در کشور سویدن سه مسجد به آتش کشیده شد. مخالیفن اسلام در این کشور بر در و دیوار این مساجد شعارهای نژاد پرستانه نوشتند. مردم غیر مسلمان سویدن ضمن اهدای گل به مسلمانان  این شعارها را در یک حرکت نمادین با برچسب هایی حاوی مضامین دوستی و هم بستگی پوشاندند. پلیس سوئد پرونده‌ای در این رابطه تشکیل داده و در جستجوی عاملان این حمله است. وزیر فرهنگ هم در یک سخنرانی ضمن عذرخواهی هدف این قبیل حملات را ایجاد ترس  وحشت دانست. همین ...


سویدن

سویدن 2

سویدن 3




نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : اسلام هراسی، حمله به مسجد مسلمانان، سوید، پناهندگان در سویدن، مسلمانان اروپا،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 دی 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا

ایستگاه مصلی متروی مشهد است. سوار قطار شهری یا متروی مشهد که می شوم و چونکه مقصدم انتهای خط است فرصت اینرا هم دارم که سوار و پیاده شدن آدمهای زیادی را ببینم، آدمهایی با لباسها و پوشش های مختلف، باعطرها و بوهای متفاوت، با ظاهرهای مختلف، گاهی در حال جویدن آدامس برای غلبه بر فشارها و استرسهای روزانه, گاهی سر در گوشیها و تبلت های خودشان انگار نه انگار که وجود خارجی دارند و عده ای هم در ذهنشان برنامه روزانه خودشان را مرور و بررسی میکنند و کاهی هم فقط و فقط بهم نگاه میکنند و بس. شاید در اینجا که اتوبوسهای سرباز دوطبقه هاپ آف هاپ آن وجود ندارد با مترو از این سوی شهر بسوی دیگر رفتن خودش جایگزینی برای اتوبوسهای هاپ آف هاپ آن باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، 
برچسب ها : مترو، مشهد، لندن، قوانین، مهاجر،
لینک های مرتبط :


تنبیه دانش آموزان افغانی در پاکدشت

نقل است که در یکی از مدارس ابتدایی ویژه اتباع افغانی در پاکدشت ورامین، معلمی در یک حرکت خودجوش چهار دانش آموز افغان را به دلیل انجام ندادن تکالیفشان، به صورت عجیبی تنبیه کرده است ! این معلم دانش آموزان را به سرویس بهداشتی (تشناب) مدرسه فرستاده تا دست هایشان را در کاسه مستراح کنند و ... . این خبر که توسط والدین یکی از همکلاسی های این چهار دانش آموز رسانه ای شد،  ابتدای به ساکن تایید و بعد تحریف و در انتها به صورت کامل تکذیب شد.

به دلیل کنجکاوی مستمر رسانه ها، اخیرا در یک تحقیق میدانی و جستجو از شاهدان محلی که توسط آموزش و پرورش منطقه صورت پذیرفته است ، دلایل مبنی بر تکذیب این ماجرا به شرح ذیل اعلام گردید:

اولا، اصلا همچین معلمی وجود خارجی ندارد، تازه اگر هم وجود داشته باشه از یک معلم همچین کاری بعیده !

ثانیا، این دانش اموزان اصلا در این مدرسه درس نمی خوانند. (احتمالا روز حادثه از اونجا رد می شدند که معلم گفته یه سری هم به مستراح بزنند! )



در ادامه بخوانید ..


نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : گلشهر، تنبیه کودکان افغانی در پاکدشت، تنبیه دانش آموزان افغانی در ایران، نقض حقوق بشر،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب