درباره وبلاگ


گویند که «امید و چه نومید!» ندانند
من مرثیه‌گوی وطن مرده‌ی خویشم


مدیر وبلاگ : آخوندزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کلمه امروز:

تماس با ما
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 13 مرداد 1394 :: نویسنده : آخوندزاده

   

دنیا چه زیبا می شود وقتی تبسم می کنی

پیر و جوان شهر را در ارزو گم می کنی

------------------------------

پ. ن: این شعر را اقای عارف جعفری در برنامه " خندوانه" زمزمه کرد. (لن یحتمل دیدید و شنیدید)

پ .ن: به مناسبت حضور فوج فوج هموطنان از جمله اساتید، نخبگان، شاعران، هنرمندان،  مردم عادی و غیرعادی در برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی عزیز ایران.

پ.ن: و همچنین به مناسبت دیدار ایت الله فیاض (دام‌ ظله) با مرد هسته ای ایران دکتر جواد ظریف

پ.ن : پارانوید یا به اصطلاح بدبینی یا سوء ظن نام مرض خطرناکی است که می تواند کانون گرم خانواده را از هم بپاشاند.

پ. ن: عذرخواهی به دلیل جمله بندی های نامناسب و نامتناسب.  بخش هایی از مغزم در نیم کره چپ نزدیکای لب پیشانی به درستی کار نمی کنند، بگذارید به حساب شوکه شدن از ما وقع !





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : رهبر انقلاب، حضور مهاجرن در ایران، عارف جعفری، سرور رجایی، کاظم کاظمی، خندونه، ماه عسل،
لینک های مرتبط :


دو روز قبل چهارده ژوئیه توافق هسته ای بین ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک به نتیجه رسید. در مذاکرات بین کشورهای آمریکا، روسیه، بریتانیا، چین، فرانسه، ژرمنی بعد از سه هفته کش و قوس بر سر مواد توافقنامه هسته ای ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک سرانجام در چهارده ژوئیه در وین اتریش توافقنامه ای بین این کشورها حاصل شد. پس ازرسیدن به این توافقنامه محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران توافقنامه را با واژگان پیروزی پیروزی توصیف کرد. وزیر خارجه اتحادیه اروپا فدریکا موگهرینی هم در مورد این توافقنامه گفته است که این نه تنها یک توافقنامه بلکه یک توافقنامه خوب است. در این توافقنامه آمده است که تحریمات علیه ایران را از ابتدای سال آینده برخواهند داشت. البته تحریمات تسلیحاتی ایران پنج سال دیگر و تحریمات سازمان ملل علیه موشکهای بالستیک ایران هشت سال دیگر ادامه خواهد داشت. در مقابل ایران گفته است که هیأت بازرسی تسلیحات میتوانند ظرف بیست و چهار روزبرای بازرسی بیایند و در صورت لغو و عدم رعایت توافقات میتوان ظرف شصت روز تحریمات را دوباره بحالت اجرا درآورد.

 





نوع مطلب : اخبار، سیاسی، 
برچسب ها : ایران، پنج بعلاوه یک، توافق هسته ای، تحریم،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 تیر 1394 :: نویسنده : نوید آ. صبا


یک پرواز طولانی شش ساعته دارد. در طول پرواز کسی که سمت چپش نشسته است موبایل در دستش مدام قرآن میخواند و بر عکس کسی که در سمت راستش نشسته است میخواهد که نوشابه های مجانی در طول پرواز را از دست ندهد و پشت سر هم از مهماندار میخواهد که برایش جین بیاورد. با مترو که از ایرپورت به طرف خود شهر میروند. نمای شهر بسبار جالب مینماید. علاوه بر آسمانخراش های بسیار بلند که وجود دارند، ساخت و ساز بسیاری هم در جریان است معلوم نیست بعد از اتمام این ساختمانها, نمای شهر چگونه خواهد بود. دکانهای موتر فروشی بسیاری از همه رقم و مدل در سرراهش قرار دارند. زمانیکه در شهر خودشان از اخبار شنیده بود که در پاکستان 500 نفر بعلت گرمای بیش از حد جان داده اند. در آن حین اصلا تصور نمیکرد که روزی خودش هم چنین هوای گرمی را تجربه کند. درمتروی نو و مدرن شهر دبی هوا بسیار خنک است. اما همین که از ایستگاه مترو خارج میشود موج هوای بسیار گرم شرجی به صورتش میخورد. در جستجوی هوتلش حدود چند صد متری را پیاده روی میکند. در طول چندین دقیقه پیاده روی کار بجایی میرسد که نفس کشیدن برایش دشوار میشود انگار که اصلا اکسیژن در هوا وجود ندارد. انتقال از هوای زیر بیست درجه به هوای بالای چهل درجه خیلی دشوار بنظر میرسد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : دبی، پاکستان، دبی مارینا، جزیره نخلی جمیرا، مجموعهٔ آتلانتیس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 14 تیر 1394 :: نویسنده : نوید آ. صبا

امستردام

بار اولی بود که به شهر آمستردام آمده بود .از کوچکی بخاطر داشت که بقیه هلند را بعنوان شهر سر سبزی و گل و گیاه تعریف میکردند و در کوچکی لبنیات هلندی ام بسیار مصرف کرده بود. با همین پیش ذهنیت قبلی به آمستردام رسید. ازبالا بسیار سرسبز و پرنشاط می نمود. در طول پرواز برایشان خوراکی ساندویچی از نان برشته در داخل جعبه ای کوچک آوردند که رویش نوشته شده بود ما غذایتان را بدون صدمه زدن به گیاهان تهیه کرده ایم.

او فقط برای یکشب در آمستردام توقف داشت. در داخل میدان هوایی هم اثراتی از سرسبزی و پرورش لبنیات به چشم میخورد. در داخل رستورانهایش انواع غذا های سالم و سبزیجات موجود بود. البته در کنار فست فودهای غول آسای موجود که خواه ناخواه مشتریان خاص خود را دارند. با قطار بسیار راحت و سریع به راه آهن مرکزی شهر آمد.هوای آمستردام کمی گرمتر از شهر خودشان بود. برای رسیدن به هوتلش مجبوربود مسافت حدود دو کیلومتر را پیاده روی کند. اولین چیزی که در مدت رسیدنش به هوتل بسیار جلب توجه میکرد تعداد بیش ازحد دوچرخه سوارها بود بطوریکه اینطور مینمود که تعداد دوچرخه سوارها از تعداد آدمهای شهر بیشتر هستند و یا اینکه هلندیها با دوچرخه بدنیا آمده اند. ساختمانهای شهر هم قدیمی و در نوع خودشان زیبا بودند. قسمت مرکزی شهربافت قدیمی خود را حفظ کرده بود. حتی راه آهن مرکزی شهر هم ساختمان سرخرنگ قدیمی و زیبا بود. رودخانه های درون شهر هم که بطرز عجیبی در میان خیابان های شهر تنیده بودند شهر را بیش از بیش زیباتر میکردند.

فردا هنگام صبح مسیر دیگری را برای برگشتن به راه آهن انتخاب کرد تا که بتواند در این مدت کم قسمتهای بیشتر از شهر را دیده باشد. در این صبح زیبای تابستانی از کنار رودخانه های شهر قدم زنان بسمت راه آهن شهر براه افتاد. هوا کمی گرم ولی مطبوع بود و هنوز خنکی هوای بامدادی را در خود داشت. همانقدر که در سفرش به اسپانیا مجذوب خانه هایی با بالکنهای فرانسوی گلدان دار شده بود در این سفرش مجذوب خانه های قدیمی که درب آنها مستقیم به سرک باز میشد شده بود. با دیدن چنین خانه هایی یاد فیلم دختری با گوشواره های مروارید افتاد. 





نوع مطلب : اخبار، فرهنگی، 
برچسب ها : آمستردام، هلند، بارسلونا، دختری با گوشواره های مروارید، یوهانس فرمیر،
لینک های مرتبط :


سران اتحادیه اروپا چندی پیش پس از نشست های طولانی و نفسگیر به این نتیجه رسیدن که بسته جدید کمک های مالی را یونان ندهندو از  مقامات آتنی خواسته است که برای اجرای تعهداتش از میزان کمکهای دولتی کاسته و نرخ مالیات ها را افزایش دهد. نخست وزیر جدید و جوان یونان مردم را امروز به پای صندوقهای رای کشانده است تا که در مرد ریاضت های اقتصادی بیشتر همه پرسی شود.

پس از اعلام این خبر درآخر هفته گذشته مردم به طرف خودپردازها یورش برده بودند. در انتهای همان روز خودپردازها تقریبا خالی از موجودی بودند. بانکهای یونان برای یک هفته تعطیل خواهد بود.

چند سال قبل مشکلات بحران اقتصادی یونان آغاز شد و سران این کشور نتوانسته اند مانند مثلا ایرلند در کنترل مشکلات بحران اقتصادی موفق شوند. 

اما در صورت خروج یونان از حوزه اقتصادی یورو حداقل عواقب سیاسی آن برای اتحادیه اروپا این خواهد بود که وجهه اتحادیه اروپا در مدیریت عضوی از اعضای اتحادیه خدشه دار خواهد شد و اینکه در مورد یونان تنها راه حل مشکل بحران افتصادی را خروج یونان از حوزه یورو دیده اند و علاوه بر آن خروج یونان از حوزه یورو  یونان را عرصه رقابتی برای گسترش نفوذ دولتهایی مانند چین و روسیه خواهد کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها : یونان، بحران اقتصادی، رفراندوم، اتحادیه اروپا،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 تیر 1394 :: نویسنده : نوید آ. صبا
barcelona

از نادر روزهایی بود که هوا آفتابی بود و آسمان صاف و بدون ابر و همین بهانه ی خوبی بود برای اینکه همراه یکی از دوستانش که تازه به شهر آمده بود در تراز یکی از دکانها نشسته و یک بستنی خوشمزه بخورند. اما قرار بر این شد که دوستش، در شهر خودشان یک بستنی شاد که از معروفترین برندهای شهرشان بود اورا مهمان کند.

او همراه دوستش به قسمت بالای شهر آمده بود. خیابانی که در آن شروع به قدم زدن کردن از شلوغترین خیابانهای این قسمت شهر بود. خیابان مملو از جمعیت بود. مردمانی با تیپ های مختلف و بیشترشان شاد و خندان، از زوجهای جوان که دست در دست هم دارند گرفته تا مادر و دختر و پدر و پسر و حتی زوجهای کهنسال هم دست در دست هم داده و در این خیابان مشغول قدم زدن بودند. با قدم زدن در این خیابان یاد شانذلیزه پاریس و یا میدان ترافالگار لندن افتاد که شبها مملو از جمعیت بودند که البته بی شباهت هم نبود. اما در قسمت دیگر شهر مردم شبها در خیابان میخوابیدند که البته آنهم بی شباهت به قسمت هایی از لندن و پاریس نبود.

با قدم زدن در این خیابان خالی از لطف ندیدند که سری هم به بستنی شاد که در انتهای دیگر خیابان قرار داشت بزنند. دکان بستنی شاد بقول دوستش مثل همیشه مملو از جمعیت بود. او برای خودش یک بستنی و یک قهوه تلخ که عادت دیرینه اش بود سفارش داد.

با اینکه کفشهای راحتی و مخصوص پیاده روی داشت اما بخاطر پیاده رویهای زیاد کف پاهایش درد میکرد. خیابانی را که در آن مشعول قدم زدن بودند با وجود طولانی بودن آن، اما بعلت قوس دار بودن قسمت میانی آن میشد انتهای خیابان انباشته از جمعیت را از ابتدای آن دید. خیابان انباشته از مردمانی از کشورهای مختلف و با پوششهای متفاوت و با زبانهای مختلف در حال نقل و صحبت بودند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : بستنی شاد، لارامبالا، اسپانیا، بامیان، سواحل دریای مدیترانه،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: نویسنده : نوید آ. صبا
تا مسابقات چند هفته ای بیشتر نمانده بود. در این روزها تمریناتش فشرده تر شده بود و بصورت فشرده روی تکنیکها و تاکتیکهای یاد گرفته شده کار میکردند. خودش هم متوجه شده بود که دراین روزهای پایانی نتایج آنهمه تمرینات ممتد و پیاپی را می بیند. فنونی را که حدود یکسال پیش با سختی اجرا میکرد اکنون با سهولت هر چه تمامتر اجرا میکرد.و متوجه شده بود که سطح تواناییش خیلی بالاتر رفته است. اکنون تک تک حریفان احتمالیش رادر مسابقات بصورت خوب میشناخت، با سبک کشتی آنها آشنا شده بود. چندین و چند بار فیلم مسابقات قبلی آنها را دیده بود و با مربی اش به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته بود.
 هفته های باقیمانده با سرعت هر چه تمامتر گذشت و چند ثانیه ای تا شروع اولین مسابقه او نمانده بود. وقتی نام او را صدا زدند دوان دوان بطرف تشک رفت. حریفش قبل از او روی تشک بود و مدام رقص پا میرفت. داور بدن هر دو را بررسی کرد و بعد دو حریف با هم دست دادند و کشتی شروع شد. حریف از لحاظ بدنی با او برابر بود ولی کم تجربه و بسیار جوان بود. می توانست از تجربه خود استفاده کرده و او را شکست دهد که البته همینطور هم شد. با چند جهش برق آسا به پای حریف رسبد و حریف را خاک کرد و با کمی تقلا یک بارانداز و در انتها یک درخت کن را هم چاشنی کارش کرد و در نهایت کشتی را خیلی راحت برنده شد. در کشتی دوم حریف قدرتر بود. حریف ار او قد بلندتر بود و قدرت بدنی حریف هم بر او می چربید که این خود نتیجه گیری از کشتی را برای او دشوار میکرد. ولی او با بدن فرزتر و چابک تر خودش میتوانست با سرعت هر چه تمامتر به پاهای حریف برسد و حریف را به خاک ببرد و امتیاز بگیرد. حریفدر ابتدا کمی با خشونت وارد عمل شد، میخاست که در همان ابتدا بفهماند که قدرت بدنی برتری دارد که خودش حاکی از بی تجربگیش داشت. در طول کشتی خیلی راحت توانست به پاهای حریف برسد و در ادامه هم یکبار موفق شد که یک سالتوبارانداز را روی حریف غول آسا ولی بی تجربه خودش اجرا کند که خود باعث شد کشتی را با پیروزی تمام کند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، متفرقه، 
برچسب ها : کشتی، سور ریالیست، مسابقات، جردن بوروز، پهلوان،
لینک های مرتبط :



بامیان این روزها حال و هوای دیگری دارد و همه شهر را برای برگزار کردن جشنواره معرفی شدن بامیان به عنوان پایتخت فرهنگی سارک آماده میکنند.


رازهای نهفته در دل کوهپایه‌های بامیان، این ولایت را به عنوان اولین پایتخت فرهنگی سازمان همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک) معرفی کرد. وجود بزرگترین تندیس‌های ایستاده اما ویران شده بودا، شهرهای تاریخی غلغله و ضحاک، بند امیر و مناظر زیبای طبیعی گویای این رازهای نهفته در دره‌های پرخم و پیچ بامیان است.ولایت بامیان سه تمدن زردتشتی، بودایی و اسلامی را در تاریخش دارد.

عنوان پایتخت فرهنگی سارک برای افغانستان به ویژه بامیان اهمیت خاصی دارد و می‌تواند داشته‌های فرهنگی بامیان را برای جذب جهانگردان معرفی نماید که این امر خود بر اقتصاد بامیانی‌ها تاثیر مثبت بسیاری خواهد گذاشت.


این جشنواره دو روزه، جمعه ۱۵ جوزا/خرداد آغاز خواهد شد.

اتحادیه همکاری های منطقه ای جنوب آسیا ( سارک) یک سازمان سیاسی و اقتصادی است که متشکل از هشت کشور در جنوب آسیا بوده و فقرزدایی، توسعه بخش های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، تخنیکی و تکنولوژیکی در کشورهای عضو آن از جمله اهداف این سازمان می باشد. سارک در آغاز با عضویت هفت کشور جنوب آسیا یعنی؛ هند، پاکستان، نپال، بوتان، مالدیف، سریلانکا و بنگلادیش به فعالیت آغاز کرد و با عضویت افغانستان در این سازمان اکنون با هشت عضو کار می کند. کشورهای ایران و چین نیز خواهان عضویت در این سازمان می باشند. این سازمان در داکه پایتخت بنگلدیش بنیانگذاری شد. در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران، چین، موریس، جاپان، کره جنوبی، آمریکا و اتحادیه اروپا، اعضای ناظر سارک محسوب می ‌شوند.




نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : بامیان، پایتخت فرهنگی، کشورهای سارک، بند امیر، مجسمه های بودا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 خرداد 1394 :: نویسنده : نوید آ. صبا

روز سی و یکم می مصادف است با روز جهانی بدون دخانیات. در سال ۱۹۸۷ سازمان جهانی بهداشت (WHO) روز سی و یکم می را بعنوان روز جهانی بدون دخانیات نامگذاری کردند. در این روز مردم به ترک بیست و چهار ساعته دخانیات ترغیب میشوند که خود میتوند زمینه ای باشد برای ترک دایمی مصرف دخانیات. از مضرات مصرف دخانیات همین مقدار بس است که سالیانه شش میلیون نفر بر اثر عوارض ناشی از مصرف دخانیات جان خود را از دست میدهند. در بیست و چند سال گذشته اینگونه ترغیب مردم به ترک دخانیات با موافقت ها و مخالفتهای بسیاری روبرو شده است.





نوع مطلب : اخبار، فرهنگی، 
برچسب ها : روز جهانی بدون دخانیات، سازمان بهداشت جهانی، 31 می،
لینک های مرتبط :



سمفونی مردگان"پدر جرعه ای نفت پاشید و من کبریت کشیدم. چه شعله ای داشت و ورق ها چه پیچی می خورد. درست جان کندن یک آدم سگ جان را می مانست. کش و قوس می آمد، طلایی می شد، قهوه ای می شد و بعد سیاه می شد. پدر به میان آتش چشم دوخت....

بعد که شعله فرو نشست، خاکسترها را شستیم و رفتیم حجره. اما لکه سیاهی بر آجرهای چهارگوش کف حیاط مانده بود. انگار جانور سیاهی را  ان جا با پشت بیل پهن کرده باشند..... "

سطور فوق از صحنه به اتش کشیده شدن کتاب های " آیدین" شخصیت اصلی رمان "سمفونی مردگان " اثر "عباس معروفی " انتخاب شده اند. در این رمان 350 صفحه ای  عباس معروفی مشکلات قشر روشنفکر را در دهه های 1310 تا 1330 از چند منظر مختلف مورد بررسی قرار داده است.

این کتاب در سال 2001 برنده جایزه بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ شد. همچنین این کتاب به زبان های انگلیسی و المانی نیز ترجمه و چاپ شده است.





نوع مطلب : معرفی کتاب، 
برچسب ها : گلشهر، سمفونی مردگان، عباس معروفی، سورکامپ، روشنفکری،
لینک های مرتبط : سمفونی مردگان، عباس معروفی،


عصر روز پنجشنبه همایش بزرگ «آموزگار مهر ۲» به مناسبت تجلیل از مقام معلم به همت انجمن «حقوق بشر» برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، کنسولگری افغانستان در مشهد مقدس پذیرای جمع زیادی از مهاجرین و مسئولان و فعالان فرهنگی بود که به مناسبت دومین همایش بزرگ فرهنگیان افغانستان با نام  «آموزگار مهر 2» گرد هم جمع شده بودند.

در این همایش پس از اجرای سرود دختران دانش‌آموز مهاجر با نام «گروه همنوایی طنین»، «اسلام‌زاده» دبیر انجمن دانشگاهیان حقوق بشر، با اشاره به این موضوع که برای اولین بار همایش آموزگار مهر تمامی کودکان و نوجوانان را مخاطب خود قرار داده، گفت: تولید فرهنگ؛ فکر و اندیشه کار یک معلم است و معنویت و بصریت ارزشمندترین مطاع‌های یک معلم به شمار میرود.

وی افزود: امروز تعابیر مختلف از حقوق بشر به ابزاری برای تعدادی از مهاجمان فرهنگی تبدیل شده است و این مهاجمین به دنبال تحت سلطه درآوردن کشورها از این طریق هستند.

آموزگار 2

اسلام‌زاده اظهار داشت: انجمن دانشگاهیان حقوق بشر با اصل قرار دادن حفظ کرامت انسانی، آزادی حقوق فردی و برابری حقوق شهروندی برای تمامی انسان‌ها، فعالیت‌هایی مانند توزیع سبد مهر به خانواده‌های نیازمند افغانستانی، برگزاری مسابقه علمی المپیاد، برگزاری همایش آموزگار مهر 1 در سال 93، چاپ نشریه‌ای با عنوان «دیده‌بان» و پرداختن به شهدای سال‌های 57 و 58 را تاکنون انجام داده است.

«صدیقی» سرکنسول افغانستان در مشهد مقدس، نیز در این مراسم گفت: ....



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : آموزگار 2، انجمن حقوق بشر دانشگاهیان افغانستان، کمیته اطفال، کنسولگری افغانستان در مشهد، حقوق بشر در ایران،
لینک های مرتبط : کنسولگری افغانستان در مشهد، خبرگزاری تسنیم،


جمعه 11 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمد جواد آخوندزاده

دیوار کعبه شکافت و چشم ها به وجود مولودی منور گشت که بشر را حیاتی دوباره بخشید، گوئی جهان را آفریده بودند تا عظمت مولودی را دریابد که نامش علی ست. علی نه یک شخص و نه یک نام بلکه خورشید با عظمتی ست که انوار هدایت را به هر سو می افشاند و جهل و تاریکی را از دلها می زداید، و شعله عشق و یقین را در جانها می افروزد. منش و روش و گفتارش از سرچشمه زلال وحی می جوشد. مولود کعبه تنها یک مولود نیست بلکه تداوم جریان توحید ست، موهبتی برای بشریت است که حق را با آن می سنجند و هدایت می یابند. آری مولود کعبه انسان کاملی ست که مظهر همه خوبیهاست، انسان کاملی که در آسمانها محبوب تر از زمین است. انسان کاملی که او با حق و حق با اوست، انسان کاملی که هر لحظه از زندگی اش برگ زرینی برای اخلاق و انسانیت است. بسیاری میگویند در فضیلتش همان بس که مولود کعبه ست. اما حق آنستکه نه او از کعبه که کعبه از او قداست یافت. چرا که تولد او تولد عدالت بود تولد او تولد انسانیت بود تولد آزادگی و تولد عطوفت بود. عدالت او را به انتظار نشسته بود چرا که می دانست معنایش را از او میابد. مولود کعبه نشان داد که عدالت تنها یک واژه نیست او نشان داد که عدالت فقط یک مفهوم خیال انگیز نیست، عدالت به او و با او عیان گشت. بشریت طعم عدالت را از او چشید و قدر عدالت را از او دانست. تبعیض را به بند کشید و ظلم در پرتو عدالتش به کنج عدم خزید. اما افسوس که عدالت بعد از او یتیم گشت و عدالت جوئی او چون افسانه ای بر زبانها جاری گشت و بس، همه دانستند که کسی جز چون علی نمی تواند عدالت را به کمال جلوه گر سازد. عطوفت و شجاعت را چنان به هم آمیخته بود که ملائک در وصف شجاعتش شعار لا الفتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار سر می دادند. آنگاه که نیمه های شب یاد یتیمان خواب از چشمانش می ربود و انبان به دوش از کوچه ها می گذشت عطوفت معنا میافت. و حتی واپسین کلماتش زمزمه مهربانی بود آنجا که فرمود هللا هللا فی االیتام. و چه آزادگی ای از این بالاتر که حاضر نبود پر کاهی را به ظلم از دهان موری بستاند حتی اگر دنیا را به او وانهند. و چه افتخاری بالاتر از اینکه پیرو او باشیم و در قلبمان محبتش موج بزند. چرا که پیروی از او پیروی از حق و عدالت و محبت است، مگر نه اینکه امروز داعیه عدالت خواهی از هر سو برپاست. و چه کسی در عدالت جوئی به پای مقتدای ما می رسد؟ حتی در گفتار و فقط در گفتار هم به عدالتی چون عدالت او نمی رسند. چرا که او عدالت را برای عدالت و برای بر حق بودن عدالت می خواست. خوشا به حال کسانیکه در پی راه حق و عدالت موعودی را منتظرند که بوی علی می دهد.





نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، 
برچسب ها : گلشهر، علی، مولود، کعبه، پدر مبارک، حضرت علی، روز مرد،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : آخوندزاده
بامیان افغانستان

ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، متفرقه، 
برچسب ها : گلشهر، بامیان، هزاره، هزاره جات، افغانستان، بت بامیان، صلصال،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سهیلا .آ

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

در ماده 3 اعلامیه حقوق بشر، به دو نیاز اساسی یعنی آزادی وامنیت فردی اشاره شده است. بنا به گفته روانشناسان، این دو، لازمه پرورش شخصیتهای سالم در جامعه می باشد. اگر نیم نگاهی به اِعمال آزادی وامنیت در جامعه افغانستان داشته باشیم به شدت کمبود این دو را در جامعه حس خواهیم کرد واگر به جای نیم ، نگاه کامل داشته باشیم کمبود شخصیتهای سالم هم حس خواهد شد. به نظر می رسد اگر دولتمردان ما راه چاره ایی برای برآوردن ای دو نیاز اساسی نیاندیشند، پرورش شخصیتهای ناسالم در جامعه ادامه خواهد یافت و هر از چند گاهی، نا سلامتی نهفته در شخصیتهایشان را نا خود آگاه بروز خواهند داد. به عنوان مثال ، عده ایی نا سالم به دنبال فرخنده ها خواهند گشت تا به بهانه ایی دق دلی روان ناسالمشان را سرآنها خالی کنند و حق زندگی را از آنها به سادگی بگیرند. ویا عده ایی نا سالم تر برای برتر و قوی نشان دادن قومیت ضعیف النفس خود به ربودن افرادی از قومیت های دیگرمتوسل خواهند شد. و ما شاهد خواهیم بود که چگونه کمبود نیاز های ابتدایی همچون علم، عقل، آزادی وامنیت فردی، انسانیت را از مردم جامعه خواهد گرفت و آنها را مجبور به انجام اعمال ضد انسانی خواهد کرد که باورش حتی برای خودشان هم سخت خواهد نمود. و چقدر دردناک خواهد بود که ببینی هموطنانت نا خواسته و نا دانسته قربانی کمبودها میشوند وتعداد قابل توجهی از آنها بدون اینکه متوجه وجود چنین نیازها و کمبودهایشان شوند از دنیا می روند و تاسف برای ما باقی می گذارند.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : گلشهر، حقوق بشر، اعلامیه حقوق بشر، آزادی، فرخنده، اسیران هزاره، سلامت روانی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : روح الله آخوندزاده

دیشب کمی دیر خوابیده بودم، اما به ناگاه صبح وقتی هنوز چیرگی روشنیِ روز به تاریکیِ شب مسلّم نبود بیدار شدم. تاریکی هوا و آن خنکیِ بامدادی اش خواب بیشتری می طلبید، اما هر طور شده سرم را از زیر پتو مانند لاک پشتی که با احتیاط تمام سر از لاک بیرون می آورد بیرون آوردم.

از آن جاگهِ بس اغوا گر و فریبکار و از آن گرانش مضاعفش بیرون جستم. کورمال کورمال خود را به بیت الخلا رساندم. بعد از یک طهارت سِرقُو دست بر گردن شیر آویختم و وضویی ساختم بس نشاط آور که خواب را به کلی از لب بام چشمانم پر داد، همان خوابی که دیشب بخاطرش مژه های بالا با مژه های پایین پنجه در پنجه ی هم افکنده بودند. وضو که به آخر رسید شیر آب را با اکراه تمام بستم اکراه از این خاطر بود که دلیلی برای بستن شیر نمی یافتم. حقیقت واقع این بود که چند صباحی بیش نبود که ذهن معیوب من درگیر و دست به گریبان چنین بدیهیجاتی شده بود. سوالاتی با ظاهری ساده و موجه اما بدون پاسخ. نمیدانم حقیقتا پاسخی برایشان نبود یا برای من یافت می نمیشد، خلاصه گوش اغراق کر تقریبا تمام حرکات و سکناتم بستر زایش چنین سوالاتی  شده بود. 

سرم را مانند مرغابی خیساب شده تکان دادم تا این افکار مغشوش گر و مخدوش گر را همچو قطرات آبی بتکانم از سر، اما ظاهرا کارگر نیفتاد. در همان مجال که پلکان حیاط به سمت خانه را صعود میکردم، صدایی دم گوشم زمزمه کرد: این صعودِ از برای فرود چه سود؟! آه... دوباره همان سوالات... از در درآمدند و من از خود به در شدم، سوالات یکی پس از دیگری زمزمه میشد، طلوع از برای غروب چه سود؟ یا  «عروج از برای هبوط؟ تکلم از برای سکوت؟ اسلام از برای ریش دارِ بی بَروت ؟ خاست از برای جلوس؟ مهر از برای وحوش؟ رموز از برای کشوف؟ خلوط از برای رسوب؟ شمال از برای جنوب؟ سُدود از برای گشود؟ دخول از برای خروج؟ غرور از برای خضوع؟ راست از برای دروغ؟ رفت از برای رجوع؟ رعنا از برای رکوع؟ کوری از برای شهود؟ نیستی از برای وجود؟ درود از برای بدرود؟ حجاب از برای نمود؟ عایق از برای نفوذ؟ کار از برای کرور؟ فراموشی از برای خطور؟ غم از برای سرور؟ صاف از برای کدور؟ زمان از برای مرور؟ غیبت از برای ظهور و فرخنده ها از برای گور؟» ... اینها همه و همه چه سود؟؟!  قبل از شروع موج بعدی سوالات و قبل از اینکه از یاد ببرم  به چه منظور بیدار شده ام پا روی نفسهای لاینقطع این افکار گذاشتم . کمی بعد خود را رو به قبله و سر سجاده یافتم. بعد از اتمام نماز مفاتیحی کنار سجاده نگاهم را به خودش دوخت. بدون اینکه قصد خواندن دعای خاصی را داشته باشم، بسان گرفتن استخاره ای ناخنم را روی عرض صفحات لغزاندم و صفحه ای را باز نمودم. دعای باز شده چنین میگفت: (اِلهى تَرَدُّدى فِى الاْ ثارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزارِ فَاجْمَعْنى عَلَیْکَ بِخِدْمَهٍ تُوصِلُنى اِلَیْکَ کَیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْکَ بِما هُوَ فى وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ اِلَیْکَ... : خدایا مردّد شدن من در آثار موجب دورى دیدار است،پس مرا با وجودت گرد آور،به وسیله عبادتى كه مرا به تو رساند، چگونه بر وجود تو استدلال شود،به موجودى كه در وجودش نیازمند به توست؟)





نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، مذهبی، 
برچسب ها : گلشهر، سوال، فلسفه، دعای عرفه، خداشناسی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب