درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : علی آخوندزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

این صفحه را به اشتراک بگذارید
گلشهر، وبکده ای برای فردای بهتر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 4 مرداد 1393 :: نویسنده : علی آخوندزاده
لیست مشاغل چهارگانه اتباع افغانی در ایران

انفجار، انتحار، انزجار، اشتغال و انتشار. تمام اخبار و اتفاقات هفته در همین چند کلمه مختصر می شوند.

1-      انفجار و انتحار. افغانستان که به دلیل پر خوری" مبانی سنگین دموکراسی" از" اسهال-استفراغ" شدید رنج می برد، با انتحارها و انفجارهای اخیر به روال عادی خود برگشت.

2-      انزجار. امروز عده ی کثیری به خیابان ها ریختند و با مشت های گره کرده انزجار خود را بر علیه این و ان نشان دادند و خسته و کوفته به خانه هایشان باز گشتند.

3-      اشتغال. " لیست مشاغل چهارگانه اتباع افغانی مقیم ایران" را دیدم و چه خوب بود که می توانستم همین لیست را به شرکت کنندگان راهپیمایی یوم الله قدس هم نشان دهم.  

4-      انتشار. خبرگزاری فارس هم خودشو کشت تا اعلام کند، بیست و هفتمین شماره ویژه‌نامه «رصد» با موضوع بررسی وضعیت مهاجرین افغانستان در ایران بعد از سی سال منتشر شد. کاش این خبرگزاری ازخبرهای منشتر نشده از مهاجرین در این "سال سی" هم جمله ای می گفت.





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : گلشهر، مشاغل چهارگانه که الزاما توسط اتباع افغانی، کشته شدگان غور، طالبان، روز قدس، ویژه نامه رصد، روزنامه خراسان،
لینک های مرتبط :


به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، محمد عجمی در حاشیه نشست خبری روز یکشنبه 1393/4/29 در جمع خبرنگاران اظهار داشت: پناهندگان دارای کارت آمایش مرحله نهم که اعتبار کارت آنان تا 31 شهریورماه 93 تمدید شده است می‌توانند از یکم تیرماه در مدارس استان به ثبت‌نام دانش‌آموزان خویش اقدام کنند.

وی افزود: در اعلامی که از سوی اداره‌کل امور اتباع و مهاجران خارجی استان به آموزش و پرورش شده است مبالغی که در سال گذشته از اتباع خارجی استان برای ثبت‌نام دانش‌آموزان دریافت می‌شد، امسال آن مبالغ دریافت نمی‌شود و از پناهندگان تنها تعهدی مبنی بر اینکه اگر نیازی به پرداخت مبلغی ناچیز باشد دریافت می‌شود، اما در حال حاضر این دانش‌آموزان به صورت رایگان در سطح استان ثبت‌نام می‌شوند.

عجمی با اشاره به اینکه در حال حاضر 60 هزار دانش‌آموز از اتباع خارجی در سطح استان در مراکز آموزشی مشغول به تحصیل هستند؛ تصریح کرد: در سال گذشته ثبت‌نام دانش‌آموزان پناهنده‌ای که از اقشار آسیب‌پذیر بودند به صورت رایگان انجام می‌شد و از دیگر پناهندگان در مقطع ابتدایی مبلغ 100 هزار تومان، مقطع راهنمایی 130 هزار تومان و مقطع دبیرستان مبلغ 150 هزار تومان برای ثبت‌نام دریافت می‌شد که امسال در حال حاضر همان مبالغ نیز به‌ویژه از اقشار آسیب‌پذیر دریافت نمی‌شود.

بیمه پناهندگان تا دی‌ماه تمدید شد

مشاور استاندار در ارتباط با بیمه پناهندگان استان بیان کرد: پناهندگان در ایران به‌ویژه اقشار آسیب‌پذیر و بیماران خاص از مزایای رایگان بیمه ‌برخوردار هستند و در سال گذشته در قرارداد یک‌ساله مشترکی میان اداره‌کل امور اتباع و مهاجران خارجی، بیمه آسیا و دفتر کمیساریای سازمان ملل‌متحد مقرر شد که از 25 شهریورماه 92 تا 25 شهریورماه 93 این مزایا ادامه یابد.

وی افزود: درحال حاضر این اعتبار برای دارندگان کارت‌های آمایش دارای اعتبار، تا 10 دی‌ماه 93 و به عبارتی به مدت چهار ماه دیگر تمدید شد و این در حالی است که سقف پرداخت و تعهدات بیمه‌ای تفاوتی نیز پیدا نکرده است.

عجمی خاطرنشان کرد: 53 هزار نفر از 150 هزار پناهنده شناسایی شده استان تحت پوشش بیمه مذکور هستند و به عبارتی می‌توان گفت: یک سوم پناهندگان خراسان رضوی زیر پوشش بیمه قرار دارند.

تبدیل وضعیت پناهندگی به اقامت

عجمی در بحث تبدیل وضعیت اتباع خارجی از پناهندگی به کارت اقامت گفت : در صورتی که پناهنده ای اعم از عراقی و افغان بصورت داوطلبانه متقاضی تبدیل وضعیت خود از کارت پناهندگی به کارت اقامت باشد می تواند با دریافت گذرنامه از کنسولگری عراق و افغانستان نسبت به این امر اقدام کند.

وی عنوان کرد : این افراد باید تقاضای خود مبنی بر تبدیل وضعیت داوطلبانه را ارایه و نسبت به پلیس مهاجرت و گذرنامه اعلام و طبق مقررات عمل می شود.

وی گفت : بر این مبنا فقط دارندگان مدارک معتبر اقامتی و کارت آمایش می توانند برای این امر اقدام کنند و برای این افراد عملا نیازی به خروج از کشور نیست.

وضعیت زنان ایرانی دارای همسر افغانی

وی در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی بر وضعیت زنان ایرانی که همسران و فرزندان تبعه‌ی افغان دارند، گفت: در این خصوص قانونی وجود دارد که اگر بانوی ایرانی قصد ازدواج با مرد افغانی را داشته باشد باید مجوز رسمی از ایران در رابطه با تبعه خارجی دریافت کند و در نتیجه، ازدواج آنان قابل ثبت است و فرزندان حاصل این رابطه‌ی قانونی تا 18 سالگی تابعیت پدر را دارند اما از 18 سال به بعد می‌توانند انتخاب کنند که تابعیت پدر افغانی یا مادر ایرانی را داشته باشند. برای این کار باید به اداره‌ی اتباع رجوع کنند و درخواست خود را بدهند.

عجمی آماری در خصوص ازدواج‌های قانونی نیز داد و اظهار کرد: 5000 ازدواج قانونی در استان انجام شده که تاکنون 3000 نفر از فرزندان موفق به دریافت تابعیت ایرانی بودند و 7000 ازدواج غیرقانونی انجام شده است. ازدواج‌هایی که پیش از سال 85 انجام شده باشد و مرد مدرک قانونی معتبر نداشته باشد هم‌اکنون قابل ثبت است.





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : اتباع، ثبت نام مدارس، آمایش9،
لینک های مرتبط :




جناب معاون اول
اولاً مگر تا حالا غیر از این بوده که شما زخمت کشیدید و ممنوعیت کار اتباع بیگانه رو یادآوری کردید. 
ثانیاً وقتی امسال کلاً کار نیست، چطور به عقل مبارک رسید که باید برای اتباع بیگانه کار باشه. تا جائی که من خبر دارم اتباع بیگانه بیکارتر از همیشه اند.
ثالثاً فرضاً اگر چد نفر با این بخشنامه سر کارشدند، خوب برای بقیه بیکاران چه فکر بکری دارید. 
رابعاً این بیگانه رو خوب اومدی، آدم یاد فیلم (alien) یا همون بیگانه می افته. ولی خوب بسیاری از همین بیگانگان به زبان شما حرف می زنند و هم کیش و هم آئین شما هستند و تاریخ و فرهنگ مشترکی با شمادارند.  راستش یک جوری نوشتی بیگانه که احساس کردم از اسرائیل اومدم. مگه (خارجی) چشه؟






نوع مطلب :
برچسب ها : اتباع خارجی، کار، ممنوع، بخشنامه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 تیر 1393 :: نویسنده : علی آخوندزاده

انتخابات افغانستان

"رهرو آن نیست كه گه تند و گهی خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پیوسته رود". من به عنوان یک پسر خوب تا به امروز این جمله را باور داشتم، اما پیرو اتفاقات اخیر در منطقه و اطراف منطقه، متوجه چند نکته اساسی در این بیت شدم. اول اینکه چرا شیخ سخن حالت سومی را مد نظر نگرفته است، مثلا چه اشکالی دارد که رهرو هم تند و هم پیوسته رود؟ برای نمونه عرض می کنم همین عزیزان داعش نشین که هم تند و هم کماکان پیوسته می روند. هم خیلی خوبند و هم  از شرایط بسیار خرسند. شاید این تاکید سعدی بر اهسته رفتن ریشه در اصالت شیرازی این شاعر گرانقدر دارد و شاید هم دستان پشت پرده این بیت را تحریف کرده اند و شاید هم دلایل دیگر که کندو و کاو آنها در این مقال نمی گنجد. اما اگر از سعدی و اصالتش بگذریم، با این شعر اقبال چه کنم؟ اینو کجای دلم بذارم؟؟ ایشان در جایی نگاشته اند: خدا آن ملتی را سروری داد.... که تقدیرش به دست خویش بنوشت. این مورد رو که هم من و هم شما در همین کشور خودمون به چشم سر دیدیم که نمی تواند درست باشد، چراکه  بازهم شاعر حالت سومی را نادیده گرفته است و ان اینکه، حالا اگر خدا آمد و به یک ملت اندکی سروری داد در حالیکه این ملت اصلا سواد خواندن و نوشتن نداشت انگاه تکلیف این سرنوشت بی صاحاب چطور می شود؟  من باب مثال در همین وطن خودمون، اگر قرار بود که تقدیرمون رو به دست خودمون بنویسیم که الان کلاهمون پس معرکه بود و ریس جمهور کشی و دولت موازی و گوسفند و بز و شاخ و شانه کشی و و و.

اگر هیچ کدام از این حرف ها و نقود بنده رو پیرامون اتفاقات اخیر در منطقه قبول ندارید حداقل خیلی ساده بپذیرید که

اسراییل خر است.

 





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : گلشهر، انتخابات افغانستان، دور دوم انتخابات در افغانستان، جان کری در افغانستان، دکتر عبدالله عبدالله، ریاست جمهوری،
لینک های مرتبط :



بعد از خدمت سربازی بسیار علاقمند شده بود که در آینده هم در ارتش کار کند و شغلی در ارتش داشته باشد. از همین رو و بعد از گذراندن دوره ای طولانی ودیدن آموزشهای بسیار پیچیده آماده اعزام شده بود. قبل از اعزام بسیارهیجانزده بود که چگونه خواهد توانست آنچه راآموخته بود بتواند در میدان عمل استفاده کند. او که جنگ رافقط از راه فیلم های سینمایی میشناخت ناگهان با حقیقتی روبرو میشد که شوخی بردار نبود.اززمانی که ساعت دقیق شروع عملیات اعلام شد تا زمانی که درگیریها شروع شد احساسی مخلوط از هیجان و ترس به صورت عرق سرد از گردنش سرازیر میشد و پیراهنش را خیس میکرد. کف دست هایش همیشه خیس بودند و روی قنداق تفنگ لیز میخوردند. بدنش نمی لرزید ولی مثل اینکه به بدنش برق وصل شده باشد عضلاتش می پریدند و نفسش سنگینی میکرد. موقعیت غیر قابل پیش بینی عملیات هم بر این وحشت و ترس ابتدایی می افزود.

 با آنکه طراح عملیاتشان ژنرال کار کشته ای بود که عملیاتهای بسیار موفقی را طراحی کرده بود ولی از آنجاییکه ژنرال هم از طرف سیاستمداران تحت فشار بود که هنوز بعد از سه هفته اعزام به منطقه کاری از پیش نبرده اند این عملیات را طراحی کرده بود که درصد ریسک در آن نسبت به عملیاتهای دیگر بالاتر بود. ولی بعد از بحث و بررسی بسیار و موشکافی دقیق عملیات حالا نوبت عملی کردن نقشه رسیده بود. با تیمی بسیاز مجهز حرکت کردند و عملیات شروع شد. طبق نقشه در صورت بروز هر گونه حادثه غیر مترقبه از طریق هوا حمایت خواهند شد تا که  کمترین صدمه را ببینند.

در میدان عملیات بخودش که آمد هیجان ابتدایی غلبه کرده بود ولی باید که هر چه سریعتر کاری میکرد. در این حین خودشان را در بین نیروهای چریکی دشمن  محاصره شده دیدند ولی از آنجاییکه میدانستند تا رسیدن حمایت هوایی باید مقاومت کنند شروع به سرگرم کردن طرف مقابل کردند. ولی طرف مقابل با آرپی جی هایی که احتمالا ساخت کشور خودشان بود امانشان را بریده بود. همراه یا دوستش در داخل یک نفربر بودند. داخل نفربردوستش را که با تجربه تر بود پشت ام سه نشسته بود و در حالیکه با او صحبت میکرد میگفت که وقتی این بالا هستی باید دو چشم که داری دو چشم دیگه هم قرض کنی و همه ی محوطه دید خودت را با دقت تمام نگاه کنی و قبل از اینکه دشمن تو را ببیند او را ببینی و ماشه را بکشی. در مدت دو الی سه ثانیه صحبتش ناهنگام قطع شد و مثل اینکه از حال رفته باشد روی بدنه نفربر نقش زمین شد. با اصابت تیر به ناحیه گردن و احتمالا برخورد به یکی از عروق اصلی قسمت چپ گردن او کاملا باز شده یود و خون مانند لوله آب با فشار بیرون میزد. مسئول پزشکی تیم فورا به سراغ او رفت و با قرار دادن  بانداژی روی گردن او سعی داشت که مانع از خونریزی شود. او که در قسمت جلو نشسته بود با حرکتی سریع خودش را به پشت ام سه رساند. 

در مسیری که پیش میرفتند تا که خود را به محل امن اول برسانند نیروهای چریکی دشمن را که در بالای ساختمانها کمین کرده بودند با ام سه سعی در مهارشان میکرد. تا محل امن اول چند ده متری بیشتر نمانده بود. در این حین ناخودآگاه نگاهی با کف نفر بر انداخت دوستش با خونریزی شدید طی مدت کوتاهی رنگ و رو پریده شده بود و در این وضعیت امکان هیچگونه کمکهای فوری بیشتری  نبود. با رسیدن به محل امن اول سریعا دوستش را به داخل منتقل کردند و پزشک متخصص تیم نگاهی به جراحت وارده کرد. او بر این عقیده بود که باید هر چه سریعتر مجروح را به پایگاه انتقال داده و با درآوردن گلوله و متوقف کردن خونریزی بلکه بتوانند دوستش را نجات بدهند. در چنین شرایطی او حاضر بود هر کاری را انجام دهد تا که دوستش نجات پیدا کند. در تماس با پایگاه متوجه شدند که امکان انتقال مجروح وجود ندارد. خاطرات خوب او و دوستش در ذهنش بصورت خیلی سریع مرور شد. در حال صحبت با دوستش سعی داشت که به او روحیه بدهد . ولی در یک لحظه احساس کرد که ارتباط بین او و دوستش قطع شد. به صورتش که نگاه کرد او بخوابی عمیق و آرام رفته بود. رو به پزشک تیم فریاد زد کاری بکنید دوستم دارد تلف میشود. پزشک تیم با چهرهای مایوس و سرد جواب داد خیلی متاسفم او دیگر در بین ما نیست. در این حین نوعی از خشم، نفرت و ناامیدی در درونش احساس کرد بگونه ای که نفسش بند آمده بود و نمیتوانست نفس بکشد. نیاز به فضای باز داشت تا که نفس عمیق کشیده و خودش را جمع و جور کند.

در بیرون با گروهبان تیمشان روبرو شد که علت آشفتگی او را جویا شد. به او گفت که چند دقیقه پیش بهترین دوستش را از دست داد. گروهبان در جوابش گفت میدانی هر دفعه که برای مرخصی به شهرم میروم از من میپرسند که چرا اینهمه به جنگ میروم من درابتدا جوابشان را نمی دهم برای درک نخواهند کرد، آنها نمی فهمند چرا میجنگیم، آنها نمی فهمند که جنگ قسمت جدا ناپذیری ازسبک زندگی ما شده است.




نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : جنگ، سبک زندگی، افلاطون،
لینک های مرتبط :


همایش روز پناهنده



نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : پناهنده، افغانستان، گلشهر، مشهد، طلاب، هاشمی نژاد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 خرداد 1393 :: نویسنده : علی آخوندزاده
گلشهر

قمار قدرت

قماربازان قدرت دوباره به بازی نشسته اند. آب، نان، زندگی و همه ی هست و نیست مردم را قمار می زنند تا دور باطل دیگری را حاکم باشند. مردم شریف و مظلوم هم بازی می خورند وبازیچه می شوند و خوشحال و خندان از اینکه در کل سرنوشتشان به اندازه یک رای سهمی گرفته اند، ثواب و ناثواب از رهبرانشان دفاع میکنند. اربابان مستبد دیروز لاف دموکراسی می زنند و وعده های چرب و شیرین را به رخ مردم کم بضاعت امروز می کشند تا دوباره فریب دهند و با دود این افیون انها را خواب و خمار کنند. در حیرتم  که چطور این رهبران، سگ های هار قدرت طلبی یشان را زیر لباسهای سفید پنهان کرده اند؟ سگ هایی که تا دیروز می دریدند و می کشتند و می خوردند.

بله، مظلومیت صفت خوبی برای ملت ماست، چراکه از سالیان دور این صفت را پذیرفته ایم بی انکه خود خبر داشته باشیم. و باز در حیرتم از چشمان جامعه خویش، از انانی که می دانند، از متفکرانی که عقل و زبان خود را به جیب صاحبان منصب فروخته اند و هیچ به مردم نمی گویند که دموکراسی را نمی شود خورد، نمی توان آن را پوشید و هیچ پایه ای از پایه های دموکراسی در جامعه ملوک طوایفی افغانستان امروز برقرار نیست تا مردم در سایه ان مامن گزینند. چرا مردم را نمی ترسانند از پارادوکس مردم سالاری، تضادی که در همسایگیشان هفتاد میلیون نفر را رنجانیده است. چرا انها هم در جبهه رهبران برمردمی که تنها گناهشان ندانستن است سنگ پرانی می کنند؟ اینها همان هایی اند که می کوشند با تغییر مفهوم دموکراسی به حکومت ظالمان بر جاهلان  لقمه نانی برای خود بیابند. و چه خوب بازی می کنند نقش عمرعاص را در سناریوی سیاسی افغانستان امروز!





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : گلشهر، قمار قدرت، دور دوم انتخابات در افغانستان، انتخابات، عبدالله عبدالله، اشرف غنی، احمد زی،
لینک های مرتبط :


باسمه تعالی         
بیانیه انجمن اسلامی دانشگاهیان حقوق بشر افغانستان در حمایت از اعتصاب پناهجویان افغان در کشور ترکیه

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد     
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد

روزهای متمادی سپری شد و هموطنان ما هنوز هم به انتظار حتی یک پاسخ کوتاه و قانع کننده از بزرگترین سازمان بین المللی هستند. سازمان ملل و کمیساریای عالی آن در امور پناهندگان، در این روزهای سخت فقط سکوت اختیار کرده اند و گویا این سکوت هم علامت رضاست و راضی هستند به وضعیتی که پناهجویان افغان بدان دچار هستند.

جالب توجه آنجا که وقتی کوچکترین نقیضه حقوق بشری در دور افتاده ترین عرصه گیتی در شرف وقوع است تمام نهادها و ارگان ها تمام قد، قد علم می کنند در دفاع از حریم حقوق بشر و حال آنکه نمایندگی بزرگترین نهاد بین المللی در کشور ترکیه گویا اعتصاب متمادی و چندین هفته ای پناهجویان افغان در مقابل ساختمان خود را نمی بیند و علی الیقین این نادیده انگاری، نشان غفلت نیست. نمی خواهند که ببینند!!

« ... لهم أعینٌ لا یُبصِرونَ بِها ... »

این بی اعتنایی ریشه در مظلومیت ملت افغان در طول سالیان درازی دارد که در مقابل دیدگان جامعه بشری، تبدیل به موضوعی تکراری شده و گویا مظلومیت، خشونت، عدم برخورداری از حداقل های حقوق فطری و انسانی و بسیاری دیگر از این دست، حق ملت ماست. گویا در هیچ کجای دنیا افغان ها حق ندارند شهروند باشند، تحصیل کنند، به مدرسه و دانشگاه بروند، دغدغه نان و آب نداشته باشند، و در یک کلام زندگی کنند!!

نه اینکه فقط زنده بمانند...!!

و آنجایی هم که در گوشه و کنار این عالم، یک افغان زندگی می کند، گویا بیشتر از لیاقتش است و این واقعیت تلخ را چه شیرین به خوردمان داده اند که یک افغان نمی تواند و نباید به سان سایرین زندگی کند.

آنچه که امروز در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، کنوانسیون 1951 ژنو، پروتکل 1967 و دیگر قوانین بین المللی در مورد حقوق پناهندگان، نسبت به پناهجویان افغان در جای جای دنیا نادیده انگاشته می شود، واقعیت تلخی است که نباید به سادگی از آن گذر کرد و این پرسش اساسی مطرح می شود که ملاک تمایزات و علت این تبعیضات چیست و چرا مهمترین نهاد بین المللی حامی حقوق بشر، اینچنین عیان و واضح راه سکوت در پیش می گیرد و نیز اینکه دلیل این بی توجهی و بی اعتنایی آیا ریشه در ملیت و نژاد و مذهب دارد یا... ؟!

انجمن اسلامی دانشگاهیان حقوق بشر افغانستان نیز به نوبه خود، ضمن اعلام حمایت از اعتصاب هموطنان خود در کشور ترکیه از همه بیداردلان و ضمیرهای روشنی که این درد بزرگ را لمس می کنند و دیدشان نسبت به حقوق بشر، عاری از تعصب و حمیت است، می خواهد تا ضمن اعلام حمایت خود از این حرکت کاملاً مدنی، دفاع نموده و با هر توانی که دارند نسبت به احقاق حقوق حقه اتباع افغان در کشور ترکیه بکوشند تا باشد که کمیساریای عالی ملل متحد در امور پناهندگان و سایر نهادها و ارگان هایی که علم دفاع از حقوق بشر برافراشته اند بدانند و بفهمند که چه باید بکنند و وظیفه آنان در مقابل پناهندگان چیست و با چه هدف و رسالتی اساساً تشکیل شده اند.

به امید آن روز که اتباع افغان در سراسر گیتی بتوانند در رفاه و آسایش زندگی کنند و دغدغه ای فراتر از حقوق مسلم و ابتدایی خود داشته باشند.


روابط عمومی انجمن اسلامی دانشگاهیان حقوق بشر افغانستان





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : اعتراض افغان ها در ترکیه، ترکیه، اعتصاب افغانها در ترکیه، بی توجهی سازمان ملل، سازمان ملل، بیانیه انجمن اسلامی دانشگاهیان حقوق بشر افغانستان، حمایت از اعتصاب پناهجویان افغان در کشور ترکیه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمد جواد آخوندزاده
بامیان



ادامه مطلب


نوع مطلب : گنجینه تصویری، 
برچسب ها : گلشهر، بامیان، عکس، مجسمه بودا،
لینک های مرتبط :


شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی آخوندزاده

                                                        گلشهر

شتر

چند شبی مشغول خواندن کتاب مسخ کافکا بودم، ثواب یا نا ثواب تحت تاثیر داستان قرار گرفته  و احساس می کردم که کم کم تغییر ماهیت داده و بجای حشره به یک شتر تبدیل شده ام. انهم از نوع دوکوهانه و به صورت بسیار محسوسی کوهان و سایر مایتعلقات یک شتر خوب و محترم را درجای جای  بدنم حس می کردم. حس غریبی بود ... بگذریم

اما امروز به مجرد باز کردن صفحات خبری، ناباورانه  متوجه شدم که رئیس جمهور افغانستان به دلیل کشته شدن تعداد زیادی از شهرواندان در حادثه بدخشان از سمت خویش استغفا داد وی ضمن ابراز همدردی با بازماندگان گفته است زاری خانواده‌های رفتگان، خواب را از من گرفته است!  در بخش دیگری از اخبار، اعتراض پناهجویان اروپایی در مقابل دفتر سازمان ملل به هجدهمین روز خود می رسید.عده ی کثیری از شهروندان اروپایی به تاخیر در رسیدگی پرونده هایشان برای مهاجرت به افغانستان تحصن عذایی کرده بودند. . در خبر دیگری امده بود، چندین زن و بچه بی پناه ایرانی که به دلیل مشکلات اقتصادی می خواستند به صورت غیر قانونی وارد خاک افغانستان شوند به ضرب گلوله مرزباتان افغانی از پای درامدند.از طرفی دیگر، عده ای چند از مهاجران غیر قانونی استرالیا که قصد عزیمت به  افغانستان را داشتند در ابهای ازاد غرق شده اند. اگرچه خبرهای خوبی هم در لابلای اخبار به چشم می خورد، مثلامحققان ژاپنی به منظور مشاوره برای ساخت رباتی همه فن حریف  به کابل امده بودند. یا  اصلا مسولین ورزشی افغانستان از اماده سازی هشتاد درصدی ورزشگاهها برای برگزاری هرچه بهتر مسابقات جام جهانی خبر داده بودند. و هزار و یک خبر تکان دهنده دیگر .... اینها  را می خواندم متحیر و متعجب  از اینکه مثلا چه بلایی در استرالیا امده است که استرالیایی ها برای رسیدن به افغانستان در ابهای ازاد عرق شده اند، نمی دانم شاید زامبی های پر موی ادمخوارتک چشم لامذهب(لامصب) به کشورشون حمله کرده اند!! یا شاید هم بلای بدتری. به دنبال دلیلی قانع کننده تری بودم که متوجه شدم، بعله صبح شده و من تمام خواب شبم به  این رویاهای خوب پنبه دانه گذشت.

 



نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : گلشهر، شتر، بدخشان، تحصن افغان ها د ر ترکیه،
لینک های مرتبط :


جمعه 5 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی آخوندزاده
نشریه همصنفی،  با تلاش عده ای از  دانشجویان افغانستانی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) به تازگی منتشر شده است. این نشریه صد صفحه ای که شامل بخش های مختلفی همچون علمی، فرهنگی،  سیاسی، مذهبی و اجتماعی می باشد از جمله نشریاتی بود که جای خالی ان در بین دانشجوبان افغانستانی احساس می شد و خوشبختانه به همت دوستان پرتلاش در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) این خلا تا حدودی پر شده است. لذا به همه دست اندرکاران این نشریه از جمله اقایان، علی افتخاری، صالح باقری و همچنین سایر مسولین این نشریه خسته نباشید گفته و امیداست که تلاششان مستمر باشد.
لینک دانلود : (کیفیت عالی)  http://www.mediafire.com/download/pj9xy5ewiy96579/Hamsenfi+8+Final.zip 
لینک دانلود : ( کیفیت متوسط )  http://www.mediafire.com/download/789kjxy3gb92gtc/Hamsenfi+8+Final-med.zip



همصنفی




نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : گلشهر، دانشگاه امام خمینی، نشریه همصنفی، دانشجویان خارجی، انحمن دانشجویان افغانستانی،
لینک های مرتبط : همصنفی، وبلاگ انجمن،


گلشهر دوره های فنی حرفه ای سازمان ملل




نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : گلشهر، سازمان ملل، دوره های فنی حرفه ای،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 فروردین 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا

افغانستان سومین انتخابات ریاست جمهوری خود را بعد از سه دهه جنگ و ناآرامی تجربه کرد. حدود چهار صد هزارنیروی امنیتی مسئولیت حفظ امنیت را در زمان برگزاری انتخابات بر عهده داشتند.فضای قبل از برگزاری انتخابات بسیار نا متعادل و رعب آور بود. نیروهای طالبان تهدید کرده بودند که مانع برگزاری انتخابات خواهند شد.

اگر دموکراسی را به عنوان یک پدیده تمدن ساز و موثر در رشد و توسعه جوامع بدانیم، بدون شک دروازه ورود به دموکراسی و مردم سالاری برگزاری انتخابات مبتنی بر آرای مردمی است. جوامع متمدن امروز تنها در زمانی می توانند ادعای آزادی و دموکراسی داشته باشند که انتخابات به معنی حقیقی در آن جریان داشته باشد، به طوری که همه افکار و سلایق اجازه ورود به آن در فضایی باز و آرام را داشته باشند.

 

         



ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، سیاسی، فرهنگی، 
برچسب ها : افغانستان، انتخابات ریاست جمهوری، کووالهتی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 فروردین 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا

از زمانی که دست چپ و راست خود را شناخت و با واقعیتهای انتزاعی این دنیا بیشتر آشنا شد، در حقیقت از زمانی که تفرج خاطری یافته و فرصت اندیشیدن یافته بود یا بهتر بگوییم از زمانی که متوجه شد اهل کدام سرزمین است هر از گاهی که مجالی میافت با خودش  کلنجار میرفت بلکه بتواند راه  حلی برای مشکلات فعلی خودشان پیدا کند. در ابتدا باید دلیل را پیدا میکرد. در پی پاسخ برای این سوال، چراهای بسیاری در ذهنش شکل میگرفت. در همین حین مفاهیمی مانند حقوق بشر، دمکراسی، جامعه مدنی  و حقوق اقلیت ها و آزادی بیان در ذهنش پررنگ میشد. ولی در شرایط فعلی این مفاهیم هیچگونه رابطه ی عملی و اجرایی با جامعه خودشان نداشت. در جامعه ای که هنوز بیش از یک دهه از رهایی از قید وبند حکومت قرون وسطایی پیشین نمی گذشت. بار عملی و اجرایی  این مفاهیم برای جامعه خودشان بسا سنگین بود. چون علاوه بر عزم و اراده همگانی در جامعه  تحقق و پیشرفت به سمت اجرایی کردن و در حقیقت رسیدن و دریافتن این مفاهیم به مؤلفه زمان هم نیاز داشت.همانطور که میدانیم امروز در جوامع پیشرفته که خود سنگ اجرایی کردن و تحقق این مفاهیم را به سینه میزنند بسا که راهی طولانی را در زمان بسیار طولانی تر برای رسیدن به این مهم پیموده اند مثلا تجربه ی جنگهای صلیبی را داشته اند. از طرفی بافت جامعه خودشان از چندین جهت بسیار پیچیده می نمود. جامعه ای قطعه قطعه شده که در مرحله اول پیدا کردن وجه مشترکی که بتواند این قطعات جدا شده را بهم وصل کند و جامعه ای کارا بسازدخود با شرایط کنونی امری بسیار دشوار می نمود. از طرفی دیگر جامعه ای بشدت سنتی و بصورت غیر قابل تصور مذهبی که مذهب بگونه ای در تاروپود کوچکترین اعضای جامعه رخنه کرده بود که خود باعث شده بود بسیاری معنی و دلیل وجود مذهب را فراموش کرده باشند و بگونه ای در  راه مذهب گرفتار حاشیه ها شده اند که بقول بزرگی خود باعث شده است در پیمودن راهی که مذهب فقط چراغی میتواند باشد که انسان را به مقصد برساند دچار خطا شده و حتی پرداختن بسیار به حواشی باعث شده  که بسیاری به بیراهه بروند و حتی تعبیر و تفسیری دیگر از مذهب کنند.





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : حقوق بشر، دمکراسی، جامعه مدنی، حقوق اقلیت ها، آزادی بیان،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 فروردین 1393 :: نویسنده : نوید آ. صبا
حســــاب مــه جبینــان لب بــامش كــه میـدانـــــد؟     دوصد خورشیدرو افتــــاده در هر پای دیوارش

همراه با پدیده جهانی شدن مرزهای جغرافیایی برداشته شده و ملتها و کشورها در تعامل و تماس بیش از بیش با هم قرار گرفته اند. بعضی وقتها با خودم فکر میکنم که موقعیت خودمان در کجاست، و در کجای کار قرار داریم. روزانه که با افراد جدید آشنا میشوم و بعضی ها در پی حس کنجکاوی میپرسند که از کجا هستم. با گفتن اینکه از افغانستان هستم در غالب اوقات اولین تصویری که به ذهنشان میرسد این است که کشوری جنگ زده است که مردمان آن هم از عواقب جنگ در امان نمانده اند. بعضی هایشان حتی نمیدانند که افغانستان در کجا قرار دارد و اطلاعاتشان محدود به شنیده ها و دیده هایشان از رسانه ها است.



نام کتاب گودی پران باز را بار اول از یکی از معلمان زبانم شنیدم. مرا خیلی تشویق و ترغیب به خواندن کتاب میکرد. میگفت کتاب خیلی موفق بوده و فروش خوبی داشته و حتی ترجمه آن در زبان ما به چاپ چندم رسیده است.  در آنزمان با خودم گفتم که حتماً با خبرهایی که روزانه در رسانه ها شنیده می شود خود بخود کنجکاوی خواننده را در مورد موضوع تحریک میکند و فقط قدری مهارت در نوشتن لازم است تا بتواند رمانی را موفق کند. در سال ۲۰۰۸ که فیلم گودی پران باز راکه محصول هالیوود است دیدم.کمی نا امید شدم و شاید هم پیش فرضی که در ذهن داشتم، تقویت و تایید شد. چندی پیش رمان دوم خالد حسینی را میخواندم. هر چه که بیشتر کتاب را میخواندم بیشتر مجذوب سبک نوشتن نویسنده میشدم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، فرهنگی، 
برچسب ها : گودی پران باز، خالد حسینی، و کوه طنین انداخت، هزار خورشید تابان،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب